piggy bank
بانک خرسی
in pig
در پی
pig iron
آهن خام
guinea pig
خوکجنگلی
pig farm
مزرعه خوک
when pigs fly
وقتی که خوکها پرواز کنند
pig manure
کود خوک
pig out
غذا خوردن بیش از حد
pig skin
پوست خوک
pig feed
خوراک خوک
wild pig
خوک وحشی
suckling pig
خوک شیرخوار
cold pig
خوک سرد
roast suckling pig
خوک شیرخوار کبابی
pig tail
دم خوک
long pig
خوک بلند
pigs in clover
خوکها در چمن
it's a pig of a job.
این یک شغل بسیار بد است.
a pig with a white mark
یک خوک با خال سفید
They made sorghum into pig feed.
آنها جو را به خوراک خوک تبدیل کردند.
a dark pig with lop-ears.
گراز سیاهی با گوشهای آویزان
a master in pig-feeding
یک استاد در تغذیه خوک
my pig dotey and dotey pig,isn't me right??
خوک دوست من و خوک دوست من، آیا من درست نمی گویم؟
pigs feeding at a trough.
خوکها در حال تغذیه در یک سینی بودند.
to breed pigs in-and-in.
پرورش خوکههای درونی
making a noise like a pig in a trough.
صدای مانند خوک در سینی ایجاد می کند.
lovesick people pig out on chocolate.
افراد دلباخته زیاد شکلات می خورند.
he didn't approve of the proposal to pig it in the studio.
او با پیشنهاد انجام آن در استودیو موافق نبود.
Harold put on a terrific pig roast.
هیرولد یک مهمانی خوک عالی برگزار کرد.
pigs wallowing in the mire
خوک ها در گل و لای غلت می زنند.
Pig iron may contain 4% of carbon.
آهن نرم ممکن است حاوی 4 درصد کربن باشد.
I’ve had a pig of a day.
من یک روز بسیار بدی داشتم.
Pigs guzzle their food.
خوکها غذای خود را با ولع میخورند.
In swinery he taps the head that taps this pig, feel the back of that pig, it is serious appearance very.
در خاری، او به سر آن کسی که به این خوک ضربه می زند، ضربه می زند، پشت آن خوک را احساس کنید، ظاهر بسیار جدی است.
piggy bank
بانک خرسی
in pig
در پی
pig iron
آهن خام
guinea pig
خوکجنگلی
pig farm
مزرعه خوک
when pigs fly
وقتی که خوکها پرواز کنند
pig manure
کود خوک
pig out
غذا خوردن بیش از حد
pig skin
پوست خوک
pig feed
خوراک خوک
wild pig
خوک وحشی
suckling pig
خوک شیرخوار
cold pig
خوک سرد
roast suckling pig
خوک شیرخوار کبابی
pig tail
دم خوک
long pig
خوک بلند
pigs in clover
خوکها در چمن
it's a pig of a job.
این یک شغل بسیار بد است.
a pig with a white mark
یک خوک با خال سفید
They made sorghum into pig feed.
آنها جو را به خوراک خوک تبدیل کردند.
a dark pig with lop-ears.
گراز سیاهی با گوشهای آویزان
a master in pig-feeding
یک استاد در تغذیه خوک
my pig dotey and dotey pig,isn't me right??
خوک دوست من و خوک دوست من، آیا من درست نمی گویم؟
pigs feeding at a trough.
خوکها در حال تغذیه در یک سینی بودند.
to breed pigs in-and-in.
پرورش خوکههای درونی
making a noise like a pig in a trough.
صدای مانند خوک در سینی ایجاد می کند.
lovesick people pig out on chocolate.
افراد دلباخته زیاد شکلات می خورند.
he didn't approve of the proposal to pig it in the studio.
او با پیشنهاد انجام آن در استودیو موافق نبود.
Harold put on a terrific pig roast.
هیرولد یک مهمانی خوک عالی برگزار کرد.
pigs wallowing in the mire
خوک ها در گل و لای غلت می زنند.
Pig iron may contain 4% of carbon.
آهن نرم ممکن است حاوی 4 درصد کربن باشد.
I’ve had a pig of a day.
من یک روز بسیار بدی داشتم.
Pigs guzzle their food.
خوکها غذای خود را با ولع میخورند.
In swinery he taps the head that taps this pig, feel the back of that pig, it is serious appearance very.
در خاری، او به سر آن کسی که به این خوک ضربه می زند، ضربه می زند، پشت آن خوک را احساس کنید، ظاهر بسیار جدی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید