piggeries

[ایالات متحده]/ˈpɪɡəriz/
[بریتانیا]/ˈpɪɡəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که خوک‌ها نگهداری می‌شوند؛ مکان‌های کثیف یا غیر بهداشتی

عبارات و ترکیب‌ها

large piggeries

واحد‌های بزرگ پرورش خوک

modern piggeries

واحد‌های مدرن پرورش خوک

commercial piggeries

واحد‌های تجاری پرورش خوک

sustainable piggeries

واحد‌های پایدار پرورش خوک

organic piggeries

واحد‌های ارگانیک پرورش خوک

local piggeries

واحد‌های محلی پرورش خوک

industrial piggeries

واحد‌های صنعتی پرورش خوک

efficient piggeries

واحد‌های کارآمد پرورش خوک

family piggeries

واحد‌های خانوادگی پرورش خوک

traditional piggeries

واحد‌های سنتی پرورش خوک

جملات نمونه

piggeries are essential for pork production.

واحد‌های پرورش خوک برای تولید گوشت خوک ضروری هستند.

many farmers invest in modern piggeries.

بسیاری از کشاورزان در واحدهای مدرن پرورش خوک سرمایه گذاری می کنند.

piggeries require proper waste management systems.

واحد‌های پرورش خوک به سیستم‌های مدیریت پسماند مناسب نیاز دارند.

biosecurity measures are crucial in piggeries.

اقدامات ایمنی زیستی در واحدهای پرورش خوک بسیار مهم هستند.

piggeries can produce significant environmental impacts.

واحد‌های پرورش خوک می‌توانند اثرات زیست محیطی قابل توجهی ایجاد کنند.

effective ventilation is important in piggeries.

تهویه مناسب در واحدهای پرورش خوک مهم است.

many piggeries are adopting sustainable practices.

بسیاری از واحدهای پرورش خوک در حال اتخاذ شیوه‌های پایدار هستند.

feeding strategies in piggeries can vary widely.

استراتژی‌های تغذیه در واحدهای پرورش خوک می تواند بسیار متفاوت باشد.

piggeries must comply with health regulations.

واحد‌های پرورش خوک باید با مقررات بهداشتی مطابقت داشته باشند.

research is ongoing to improve conditions in piggeries.

تحقیقات برای بهبود شرایط در واحدهای پرورش خوک ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید