styes on eyelid
خارپشت روی پلک
having styes
دار بودن تبخال
treating styes
درمان تبخال
styes appear
ظاهر شدن تبخال
stye removal
برداشتن تبخال
one stye
یک تبخال
styes hurt
تبخال درد می کند
styes often
تبخال اغلب
styes spread
گسترش تبخال
styes infection
عفونت تبخال
i squeezed a stye on my eyelid yesterday.
من ديروز یک تبخال در پلک چشمم فشار دادم.
she uses warm compresses to treat her styes.
او برای درمان تبخالهایش از کمپرس گرم استفاده میکند.
the doctor recommended an antibiotic ointment for the stye.
پزشک یک داروی چشمی آنتیبیوتیک برای تبخال توصیه کرد.
avoid touching your stye to prevent spreading infection.
برای جلوگیری از انتشار عفونت، از لمس تبخال خود خودداری کنید.
he noticed a painful stye near the corner of his eye.
او متوجه یک تبخال دردناک در نزدیکی گوشه چشمش شد.
styes can be caused by bacteria or inflammation.
تبخالها میتوانند ناشی از باکتری یا التهاب باشند.
she felt a small, tender bump that turned out to be a stye.
او یک برآمدگی کوچک و حساس احساس کرد که در نهایت تبخال بود.
the stye disappeared after a few days of careful cleaning.
تبخال پس از چند روز تمیز کردن دقیق از بین رفت.
he was embarrassed by the unsightly stye on his face.
او از تبخال ناخوشایند روی صورتش خجالت میکشید.
styes are a common eye problem, especially in the winter.
تبخالها یک مشکل رایج در چشم هستند، به خصوص در زمستان.
she consulted a dermatologist about recurring styes.
او در مورد تبخالهای مکرر با یک متخصص پوست مشورت کرد.
styes on eyelid
خارپشت روی پلک
having styes
دار بودن تبخال
treating styes
درمان تبخال
styes appear
ظاهر شدن تبخال
stye removal
برداشتن تبخال
one stye
یک تبخال
styes hurt
تبخال درد می کند
styes often
تبخال اغلب
styes spread
گسترش تبخال
styes infection
عفونت تبخال
i squeezed a stye on my eyelid yesterday.
من ديروز یک تبخال در پلک چشمم فشار دادم.
she uses warm compresses to treat her styes.
او برای درمان تبخالهایش از کمپرس گرم استفاده میکند.
the doctor recommended an antibiotic ointment for the stye.
پزشک یک داروی چشمی آنتیبیوتیک برای تبخال توصیه کرد.
avoid touching your stye to prevent spreading infection.
برای جلوگیری از انتشار عفونت، از لمس تبخال خود خودداری کنید.
he noticed a painful stye near the corner of his eye.
او متوجه یک تبخال دردناک در نزدیکی گوشه چشمش شد.
styes can be caused by bacteria or inflammation.
تبخالها میتوانند ناشی از باکتری یا التهاب باشند.
she felt a small, tender bump that turned out to be a stye.
او یک برآمدگی کوچک و حساس احساس کرد که در نهایت تبخال بود.
the stye disappeared after a few days of careful cleaning.
تبخال پس از چند روز تمیز کردن دقیق از بین رفت.
he was embarrassed by the unsightly stye on his face.
او از تبخال ناخوشایند روی صورتش خجالت میکشید.
styes are a common eye problem, especially in the winter.
تبخالها یک مشکل رایج در چشم هستند، به خصوص در زمستان.
she consulted a dermatologist about recurring styes.
او در مورد تبخالهای مکرر با یک متخصص پوست مشورت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید