the pinknesses
پریماییهای
various pinknesses
پریماییهای مختلف
pinkness
پریمایی
pinknesses of
پریماییهای
the artist mixed various pinknesses to create a sunset gradient.
هنرمند چند نوع رنگ صورتی را مخلوط کرد تا یک گرادیان غروب خورشید ایجاد کند.
she admired the different pinknesses in the rose garden.
او رنگهای صورتی متفاوت در گلخانه گل گوجهفرنگی را دوست داشت.
the fabric displayed subtle pinknesses that changed with the light.
پارچه رنگهای صورتی نرمی را نشان میداد که با نور تغییر میکرد.
the photographer captured delicate pinknesses during golden hour.
فotograf در زمان طلایی رنگهای صورتی نرم را ثبت کرد.
multiple pinknesses blended seamlessly in the watercolor painting.
چندین رنگ صورتی در نقاشی آبرنگ به طور چشمگیری با هم ترکیب شدند.
the sunset featured rich pinknesses that amazed everyone.
غروب خورشید رنگهای صورتی غنیای داشت که همه را شگفتزده کرد.
her cheeks had pale pinknesses after her walk in the cold.
پس از پیادهروی او در سردی، گونههایش رنگهای صورتی خفیفی داشت.
the curtains showed warm pinknesses in the morning light.
پردهها در نور صبح رنگهای صورتی گرمی نشان میدادند.
the design incorporated cool pinknesses for a modern look.
طراحی از رنگهای صورتی خنک برای یک نگاه مدرن استفاده کرد.
the balloons came in pastel pinknesses for the baby shower.
بالونها برای جشن تولد نوزاد با رنگهای صورتی نرم آماده شدند.
the sky filled with vibrant pinknesses at dusk.
آسمان در آفتابگذاری با رنگهای صورتی زنده پر شد.
the flowers showed soft pinknesses that symbolized spring.
گلها رنگهای صورتی نرمی نشان میدادند که نماد بهار بودند.
the pinknesses
پریماییهای
various pinknesses
پریماییهای مختلف
pinkness
پریمایی
pinknesses of
پریماییهای
the artist mixed various pinknesses to create a sunset gradient.
هنرمند چند نوع رنگ صورتی را مخلوط کرد تا یک گرادیان غروب خورشید ایجاد کند.
she admired the different pinknesses in the rose garden.
او رنگهای صورتی متفاوت در گلخانه گل گوجهفرنگی را دوست داشت.
the fabric displayed subtle pinknesses that changed with the light.
پارچه رنگهای صورتی نرمی را نشان میداد که با نور تغییر میکرد.
the photographer captured delicate pinknesses during golden hour.
فotograf در زمان طلایی رنگهای صورتی نرم را ثبت کرد.
multiple pinknesses blended seamlessly in the watercolor painting.
چندین رنگ صورتی در نقاشی آبرنگ به طور چشمگیری با هم ترکیب شدند.
the sunset featured rich pinknesses that amazed everyone.
غروب خورشید رنگهای صورتی غنیای داشت که همه را شگفتزده کرد.
her cheeks had pale pinknesses after her walk in the cold.
پس از پیادهروی او در سردی، گونههایش رنگهای صورتی خفیفی داشت.
the curtains showed warm pinknesses in the morning light.
پردهها در نور صبح رنگهای صورتی گرمی نشان میدادند.
the design incorporated cool pinknesses for a modern look.
طراحی از رنگهای صورتی خنک برای یک نگاه مدرن استفاده کرد.
the balloons came in pastel pinknesses for the baby shower.
بالونها برای جشن تولد نوزاد با رنگهای صورتی نرم آماده شدند.
the sky filled with vibrant pinknesses at dusk.
آسمان در آفتابگذاری با رنگهای صورتی زنده پر شد.
the flowers showed soft pinknesses that symbolized spring.
گلها رنگهای صورتی نرمی نشان میدادند که نماد بهار بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید