pipsqueaks unite
گروههای کوچک متحد شوند
pipsqueaks rule
گروههای کوچک حکومت میکنند
pipsqueaks rise
گروههای کوچک سر بلند شوند
pipsqueaks prevail
گروههای کوچک پیروز شوند
pipsqueaks assemble
گروههای کوچک گرد هم آیند
pipsqueaks attack
گروههای کوچک حمله کنند
pipsqueaks challenge
گروههای کوچک به چالش بکشند
pipsqueaks compete
گروههای کوچک با یکدیگر رقابت کنند
pipsqueaks collaborate
گروههای کوچک با یکدیگر همکاری کنند
pipsqueaks celebrate
گروههای کوچک جشن بگیرند
the pipsqueaks in the playground were having a great time.
کودکان کوچک در زمین بازی اوقات خوبی را میگذراندند.
don't underestimate those pipsqueaks; they can be quite clever.
آن کودکان کوچک را دست کم نگیرید؛ آنها میتوانند بسیار باهوش باشند.
the pipsqueaks banded together to build a fort.
آن کودکان کوچک برای ساختن یک قلعه با هم متحد شدند.
even the pipsqueaks can make a big difference in the group.
حتی آن کودکان کوچک هم میتوانند در گروه تفاوت بزرگی ایجاد کنند.
those pipsqueaks are always full of energy.
آن کودکان کوچک همیشه پر از انرژی هستند.
the teacher had to keep an eye on the pipsqueaks during recess.
معلم باید در زمان استراحت بر روی آن کودکان کوچک نظارت داشت.
the pipsqueaks were excited about the upcoming field trip.
آن کودکان کوچک برای سفر آتی هیجانزده بودند.
she laughed at the antics of the pipsqueaks in the backyard.
او به شیطنتهای کودکان کوچک در حیاط پشتی خندید.
the pipsqueaks were determined to win the game.
آن کودکان کوچک مصمم به بردن بازی بودند.
those pipsqueaks can be surprisingly brave when they work together.
آن کودکان کوچک میتوانند به طرز شگفتانگیزی شجاع باشند وقتی با هم کار کنند.
pipsqueaks unite
گروههای کوچک متحد شوند
pipsqueaks rule
گروههای کوچک حکومت میکنند
pipsqueaks rise
گروههای کوچک سر بلند شوند
pipsqueaks prevail
گروههای کوچک پیروز شوند
pipsqueaks assemble
گروههای کوچک گرد هم آیند
pipsqueaks attack
گروههای کوچک حمله کنند
pipsqueaks challenge
گروههای کوچک به چالش بکشند
pipsqueaks compete
گروههای کوچک با یکدیگر رقابت کنند
pipsqueaks collaborate
گروههای کوچک با یکدیگر همکاری کنند
pipsqueaks celebrate
گروههای کوچک جشن بگیرند
the pipsqueaks in the playground were having a great time.
کودکان کوچک در زمین بازی اوقات خوبی را میگذراندند.
don't underestimate those pipsqueaks; they can be quite clever.
آن کودکان کوچک را دست کم نگیرید؛ آنها میتوانند بسیار باهوش باشند.
the pipsqueaks banded together to build a fort.
آن کودکان کوچک برای ساختن یک قلعه با هم متحد شدند.
even the pipsqueaks can make a big difference in the group.
حتی آن کودکان کوچک هم میتوانند در گروه تفاوت بزرگی ایجاد کنند.
those pipsqueaks are always full of energy.
آن کودکان کوچک همیشه پر از انرژی هستند.
the teacher had to keep an eye on the pipsqueaks during recess.
معلم باید در زمان استراحت بر روی آن کودکان کوچک نظارت داشت.
the pipsqueaks were excited about the upcoming field trip.
آن کودکان کوچک برای سفر آتی هیجانزده بودند.
she laughed at the antics of the pipsqueaks in the backyard.
او به شیطنتهای کودکان کوچک در حیاط پشتی خندید.
the pipsqueaks were determined to win the game.
آن کودکان کوچک مصمم به بردن بازی بودند.
those pipsqueaks can be surprisingly brave when they work together.
آن کودکان کوچک میتوانند به طرز شگفتانگیزی شجاع باشند وقتی با هم کار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید