pipsqueaks

[ایالات متحده]/ˈpɪpˌskwiːk/
[بریتانیا]/ˈpɪpˌskwiːk/

ترجمه

n. یک شخص کوچک یا بی‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

pipsqueaks unite

گروه‌های کوچک متحد شوند

pipsqueaks rule

گروه‌های کوچک حکومت می‌کنند

pipsqueaks rise

گروه‌های کوچک سر بلند شوند

pipsqueaks prevail

گروه‌های کوچک پیروز شوند

pipsqueaks assemble

گروه‌های کوچک گرد هم آیند

pipsqueaks attack

گروه‌های کوچک حمله کنند

pipsqueaks challenge

گروه‌های کوچک به چالش بکشند

pipsqueaks compete

گروه‌های کوچک با یکدیگر رقابت کنند

pipsqueaks collaborate

گروه‌های کوچک با یکدیگر همکاری کنند

pipsqueaks celebrate

گروه‌های کوچک جشن بگیرند

جملات نمونه

the pipsqueaks in the playground were having a great time.

کودکان کوچک در زمین بازی اوقات خوبی را می‌گذراندند.

don't underestimate those pipsqueaks; they can be quite clever.

آن کودکان کوچک را دست کم نگیرید؛ آنها می‌توانند بسیار باهوش باشند.

the pipsqueaks banded together to build a fort.

آن کودکان کوچک برای ساختن یک قلعه با هم متحد شدند.

even the pipsqueaks can make a big difference in the group.

حتی آن کودکان کوچک هم می‌توانند در گروه تفاوت بزرگی ایجاد کنند.

those pipsqueaks are always full of energy.

آن کودکان کوچک همیشه پر از انرژی هستند.

the teacher had to keep an eye on the pipsqueaks during recess.

معلم باید در زمان استراحت بر روی آن کودکان کوچک نظارت داشت.

the pipsqueaks were excited about the upcoming field trip.

آن کودکان کوچک برای سفر آتی هیجان‌زده بودند.

she laughed at the antics of the pipsqueaks in the backyard.

او به شیطنت‌های کودکان کوچک در حیاط پشتی خندید.

the pipsqueaks were determined to win the game.

آن کودکان کوچک مصمم به بردن بازی بودند.

those pipsqueaks can be surprisingly brave when they work together.

آن کودکان کوچک می‌توانند به طرز شگفت‌انگیزی شجاع باشند وقتی با هم کار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید