pithed

[ایالات متحده]/pɪt/
[بریتانیا]/pɪt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از pith
n. هسته یا جوهر چیزی; لایه اسفنجی زیر پوست میوه‌هایی مانند پرتقال

عبارات و ترکیب‌ها

pithed fruit

میوه سوراخ شده

pithed citrus

خلال ترش سوراخ شده

pithed plant

گیاه سوراخ شده

pithed stem

ساقه سوراخ شده

pithed tissue

بافت سوراخ شده

pithed specimen

نمونه سوراخ شده

pithed vegetable

سبزیجات سوراخ شده

pithed flower

گل سوراخ شده

pithed root

ریشه سوراخ شده

pithed shoot

غ Sprش سوراخ شده

جملات نمونه

the tree was pithed to study its growth.

درخت را برای مطالعه رشد آن، پیت شد.

he pithed the frog for his biology experiment.

او برای آزمایش زیست شناسی خود، قورباغه را پیت کرد.

she carefully pithed the plant to observe its structure.

او با دقت گیاه را پیت کرد تا ساختار آن را مشاهده کند.

the researchers pithed several specimens for analysis.

محققان چندین نمونه را برای تجزیه و تحلیل پیت کردند.

they pithed the fruit to examine its seed development.

آنها میوه را پیت کردند تا رشد دانه آن را بررسی کنند.

pithed samples are essential for accurate results.

نمونه‌های پیت شده برای نتایج دقیق ضروری هستند.

he learned how to pithed animals in his lab class.

او یاد گرفت که چگونه حیوانات را در کلاس آزمایشگاه خود پیت کند.

the technique of pithed dissection is widely used.

تکنیک پیت کردن و جداسازی به طور گسترده استفاده می شود.

after being pithed, the specimen was preserved for study.

پس از پیت شدن، نمونه برای مطالعه حفظ شد.

understanding how to pithed correctly is crucial for students.

درک نحوه پیت کردن صحیح برای دانش آموزان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید