pitprop

[ایالات متحده]/ˈpɪt.prɒp/
[بریتانیا]/ˈpɪt.prɑːp/

ترجمه

n. یک تکیه‌گاه یا حمایتی که در یک چاه یا معدن استفاده می‌شود
Word Forms
جمعpitprops

عبارات و ترکیب‌ها

pitprop support

حمایت از پیتروپ

pitprop installation

نصب پیتروپ

pitprop system

سیستم پیتروپ

pitprop usage

نحوه استفاده از پیتروپ

pitprop design

طراحی پیتروپ

pitprop material

مواد پیتروپ

pitprop safety

ایمنی پیتروپ

pitprop stability

پایداری پیتروپ

pitprop inspection

بازرسی پیتروپ

pitprop removal

برداشتن پیتروپ

جملات نمونه

we need to use a pitprop to support the roof.

ما نیاز به استفاده از یک تکیه‌گاه برای پشتیبانی از سقف داریم.

the miners placed a pitprop to prevent collapse.

ماینرها یک تکیه‌گاه قرار دادند تا از ریزش جلوگیری کنند.

he found a sturdy pitprop in the old mine.

او یک تکیه‌گاه محکم در معدن قدیمی پیدا کرد.

using a pitprop is essential for safety in tunnels.

استفاده از تکیه‌گاه برای ایمنی در تونل‌ها ضروری است.

the pitprop broke under the weight of the rocks.

تکیه‌گاه زیر وزن سنگ‌ها شکست.

they installed a new pitprop to ensure stability.

آنها یک تکیه‌گاه جدید نصب کردند تا از پایداری اطمینان حاصل کنند.

inspecting the pitprop regularly is important.

بازرسی منظم تکیه‌گاه مهم است.

he learned how to position the pitprop correctly.

او یاد گرفت که چگونه تکیه‌گاه را به درستی قرار دهد.

without a pitprop, the structure could be dangerous.

بدون تکیه‌گاه، سازه ممکن است خطرناک باشد.

the crew worked quickly to install the pitprop.

گروه به سرعت برای نصب تکیه‌گاه کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید