pitting

[ایالات متحده]/ˈpɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاط زنگ یا فرورفتگی؛ خوردگی موضعی؛ آسیب پیتینگ یا تاول هیدروژنی

عبارات و ترکیب‌ها

pitting corrosion

خوردگی حفره‌ای

pitting failure

خستگی حفره‌ای

pitting damage

آسیب خوردگی حفره‌ای

pitting resistance

مقاومت در برابر خوردگی حفره‌ای

pitting test

آزمایش خوردگی حفره‌ای

pitting rate

نرخ خوردگی حفره‌ای

pitting analysis

تجزیه و تحلیل خوردگی حفره‌ای

pitting index

شاخص خوردگی حفره‌ای

pitting pattern

الگوی خوردگی حفره‌ای

pitting depth

عمق خوردگی حفره‌ای

جملات نمونه

he noticed pitting on the surface of the metal.

او متوجه فرورفتگی روی سطح فلز شد.

the pitting in the concrete was a sign of deterioration.

فرورفتگی در بتن نشانه ای از فرسودگی بود.

they discovered pitting on the car's paint after the storm.

آنها پس از طوفان متوجه فرورفتگی روی رنگ خودرو شدند.

pitting can significantly affect the lifespan of machinery.

فرورفتگی می تواند به طور قابل توجهی بر طول عمر ماشین آلات تأثیر بگذارد.

the technician examined the pitting on the engine components.

تکنسین فرورفتگی روی قطعات موتور را بررسی کرد.

preventive measures can reduce pitting in stainless steel.

اقدامات پیشگیرانه می تواند از ایجاد فرورفتگی در فولاد ضد زنگ جلوگیری کند.

she was concerned about the pitting on her jewelry.

او نگران فرورفتگی روی جواهراتش بود.

pitting corrosion is a common issue in marine environments.

خوردگی ناشی از فرورفتگی یک مشکل رایج در محیط های دریایی است.

the contractor addressed the pitting found in the foundation.

پیمانکار به مشکل فرورفتگی در فونداسیون رسیدگی کرد.

regular maintenance can help prevent pitting on surfaces.

تعویض منظم می تواند به جلوگیری از فرورفتگی روی سطوح کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید