placet

[ایالات متحده]/ˈpleɪsɛt/
[بریتانیا]/ˈpleɪsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تایید؛ رأی تأیید؛ رضایت؛ مجوز؛ نظر
Word Forms
جمعplacets

عبارات و ترکیب‌ها

placet to be

محل قرار گرفتن

placet to go

محل رفتن

placet to stay

محل ماندن

placet to help

محل کمک کردن

placet to see

محل دیدن

placet to hear

محل شنیدن

placet to meet

محل ملاقات

placet to try

محل امتحان کردن

placet to learn

محل یادگیری

placet to know

محل دانستن

جملات نمونه

he placet to take a break after work.

او دوست دارد بعد از کار استراحت کند.

it placet her to receive the award.

برای او دریافت جایزه خوشایند است.

they placet to organize a party.

آنها دوست دارند یک مهمانی برگزار کنند.

it placet him to travel every summer.

برای او سفر در هر تابستان خوشایند است.

it placet us to explore new cultures.

برای ما کشف فرهنگ های جدید خوشایند است.

she placet to learn a new language.

او دوست دارد یک زبان جدید یاد بگیرد.

it placet them to volunteer in the community.

آنها دوست دارند در جامعه داوطلب شوند.

it placet me to read books in my free time.

برای من خواندن کتاب در اوقات فراغت خوشایند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید