placket

[ایالات متحده]/ˈplækɪt/
[بریتانیا]/ˈplækɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف یا دریچه‌ای در پوشاک، اغلب برای بستن؛ یک جیب یا دریچه در لباس زنانه
Word Forms
جمعplackets

عبارات و ترکیب‌ها

button placket

دکمه زیپ

placket opening

باز شدن زیپ

placket design

طراحی زیپ

placket style

سبک زیپ

placket detail

جزئیات زیپ

placket length

طول زیپ

placket finish

پایان زیپ

placket seam

درز زیپ

placket fabric

پارچه زیپ

placket type

نوع زیپ

جملات نمونه

the shirt has a button placket down the front.

پیراهن دارای یک پلاک دکمه در قسمت جلوی آن است.

she adjusted the placket of her dress before leaving.

او قبل از رفتن پلاک لباس خود را تنظیم کرد.

the jacket features a hidden placket for a sleek look.

ژاکت دارای یک پلاک پنهان برای ظاهری شیک است.

he noticed the placket was slightly misaligned.

او متوجه شد که پلاک کمی نامرتب است.

she prefers a placket with snaps instead of buttons.

او ترجیح می دهد پلاک با گیره به جای دکمه.

the dress shirt's placket adds a touch of elegance.

پلاک پیراهن زنانه، ظاهری شیک را اضافه می کند.

he carefully ironed the placket to keep it crisp.

او با دقت پلاک را اتو کرد تا آن را نو نگه دارد.

the design includes a contrasting placket for style.

طراحی شامل یک پلاک متضاد برای سبک است.

a placket can change the entire look of a garment.

یک پلاک می تواند ظاهر یک لباس را به طور کامل تغییر دهد.

the placket is a key feature in shirt design.

پلاک یک ویژگی کلیدی در طراحی پیراهن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید