planche

[ایالات متحده]/plæ̃ʃ/
[بریتانیا]/plænʧ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار شمشیربازی یا پیست

عبارات و ترکیب‌ها

planche à voile

بادبان

planche de bois

صفحه چوبی

planche de surf

صفحه موج‌سواری

planche à dessin

صفحه طراحی

planche de chocolat

صفحه شکلات

planche à repasser

صفحه اتو

planche de travail

صفحه کار

planche à découper

صفحه برش

planche de salut

صفحه سلام

planche de jeu

صفحه بازی

جملات نمونه

we need to planche the project details before the meeting.

ما باید جزئیات پروژه را قبل از جلسه برنامه ریزی کنیم.

after the discussion, we will planche our next steps.

پس از بحث، گام های بعدی خود را برنامه ریزی خواهیم کرد.

can you planche the agenda for tomorrow's conference?

آیا می توانید دستور کار کنفرانس فردا را برنامه ریزی کنید؟

let's planche our resources to ensure efficiency.

بیایید منابع خود را برای اطمینان از کارایی برنامه ریزی کنیم.

she will planche the layout for the new office.

او طرح چیدمان دفتر جدید را برنامه ریزی خواهد کرد.

we should planche our budget carefully this year.

ما باید بودجه خود را امسال با دقت برنامه ریزی کنیم.

the team will planche their strategies for the competition.

تیم استراتژی های خود را برای رقابت برنامه ریزی خواهد کرد.

he needs to planche his thoughts before writing the report.

او باید قبل از نوشتن گزارش، افکار خود را برنامه ریزی کند.

they will planche the timeline for the project delivery.

آنها جدول زمانی تحویل پروژه را برنامه ریزی خواهند کرد.

it's important to planche the tasks for better organization.

برنامه ریزی وظایف برای سازماندهی بهتر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید