plano

[ایالات متحده]/ˈpleɪnəʊ/
[بریتانیا]/ˈpleɪnoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صاف (مثل لنز)
n. شهری در شمال شرق تگزاس، ایالات متحده آمریکا

عبارات و ترکیب‌ها

plano view

نمای پلانو

plano design

طراحی پلانو

plano area

فضای پلانو

plano layout

چیدمان پلانو

plano map

نقشه پلانو

plano project

پروژه پلانو

plano drawing

نقشه پلانو

plano model

مدل پلانو

plano diagram

نمودار پلانو

جملات نمونه

we need to create a detailed plano for the project.

ما نیاز به ایجاد یک طرح دقیق برای پروژه داریم.

he always has a plano in mind before starting any task.

او همیشه قبل از شروع هر کاری یک طرح در ذهن دارد.

the plano for the event includes a timeline and budget.

طرح برای رویداد شامل یک جدول زمانی و بودجه است.

she presented her plano to the team during the meeting.

او طرح خود را در طول جلسه به تیم ارائه داد.

it's important to stick to the plano to achieve our goals.

برای دستیابی به اهداف خود مهم است که به طرح پایبند باشیم.

they revised the plano after receiving feedback.

آنها پس از دریافت بازخورد طرح را بازبینی کردند.

let's discuss the plano before we move forward.

قبل از ادامه بحث در مورد طرح کنیم.

the plano outlines the steps we need to take.

طرح مراحلی را که باید انجام دهیم، مشخص می‌کند.

do you have a plano for the weekend?

آیا برای آخر هفته طرحی دارید؟

her plano was well-received by the stakeholders.

طرح او به خوبی از سوی ذینفعان مورد استقبال قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید