platonics

[ایالات متحده]/plə'tɔnik/
[بریتانیا]/pləˈtɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رابطه ایده‌آل یا روحانی، رابطه غیر جسمی

عبارات و ترکیب‌ها

platonic love

عشق افلاطونی

platonic relationship

رابطه افلاطونی

platonic bond

پیوند افلاطونی

platonic friendship

دوستی افلاطونی

جملات نمونه

They have a platonic friendship.

آنها یک دوستی پلاتونیک دارند.

Platonic love is a deep and non-sexual connection.

عشق پلاتونیک یک ارتباط عمیق و غیرجنسی است.

Their relationship is strictly platonic.

رابطه آنها کاملاً پلاتونیک است.

She sees him as just a platonic friend.

او فقط او را به عنوان یک دوست پلاتونیک می بیند.

Platonic relationships can be very meaningful.

روابط پلاتونیک می تواند بسیار معنادار باشد.

They have a platonic bond that goes beyond romance.

آنها یک پیوند پلاتونیک دارند که فراتر از عاشقانه است.

Platonic feelings can be just as strong as romantic ones.

احساسات پلاتونیک می تواند به اندازه احساسات عاشقانه قوی باشد.

Their connection is purely platonic.

ارتباط آنها کاملاً پلاتونیک است.

He values their platonic relationship immensely.

او رابطه پلاتونیک آنها را بسیار ارزیابی می کند.

Platonic love is often misunderstood in society.

عشق پلاتونیک اغلب در جامعه به درستی درک نمی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید