playacted a role
نقش ایفا کرد
playacted scenes
صحنهها را بازی کرد
playacted emotions
احساسات را بازی کرد
playacted drama
نمایش را بازی کرد
playacted characters
شخصیتها را بازی کرد
playacted situations
شرایط را بازی کرد
playacted moments
لحظهها را بازی کرد
playacted stories
داستانها را بازی کرد
playacted performances
اجراها را بازی کرد
playacted events
رویدادها را بازی کرد
he playacted the role of a detective in the school play.
او نقش یک کارآگاه را در نمایشنامه مدرسه بازی کرد.
they often playacted scenes from their favorite movies.
آنها اغلب صحنه هایی از فیلم های مورد علاقه خود را بازی می کردند.
during the workshop, participants playacted various scenarios.
در طول کارگاه، شرکت کنندگان سناریوهای مختلف را بازی کردند.
she playacted being a teacher to help her younger brother.
او وانمود کرد که معلم است تا به برادر کوچکترش کمک کند.
the children playacted a fairy tale for their parents.
کودکان یک داستان پریان را برای والدین خود بازی کردند.
he was so good at playacting that he won the best actor award.
او آنقدر در بازی کردن خوب بود که جایزه بهترین بازیگر را برد.
they playacted a negotiation to practice their communication skills.
آنها یک مذاکره را بازی کردند تا مهارت های ارتباطی خود را تمرین کنند.
in drama class, students often playacted different emotions.
در کلاس نمایش، دانش آموزان اغلب احساسات مختلف را بازی می کردند.
he playacted the villain, making the audience laugh.
او نقش شرور را بازی کرد و باعث خنده مخاطبان شد.
for fun, they playacted a famous historical event.
برای تفریح، آنها یک رویداد تاریخی معروف را بازی کردند.
playacted a role
نقش ایفا کرد
playacted scenes
صحنهها را بازی کرد
playacted emotions
احساسات را بازی کرد
playacted drama
نمایش را بازی کرد
playacted characters
شخصیتها را بازی کرد
playacted situations
شرایط را بازی کرد
playacted moments
لحظهها را بازی کرد
playacted stories
داستانها را بازی کرد
playacted performances
اجراها را بازی کرد
playacted events
رویدادها را بازی کرد
he playacted the role of a detective in the school play.
او نقش یک کارآگاه را در نمایشنامه مدرسه بازی کرد.
they often playacted scenes from their favorite movies.
آنها اغلب صحنه هایی از فیلم های مورد علاقه خود را بازی می کردند.
during the workshop, participants playacted various scenarios.
در طول کارگاه، شرکت کنندگان سناریوهای مختلف را بازی کردند.
she playacted being a teacher to help her younger brother.
او وانمود کرد که معلم است تا به برادر کوچکترش کمک کند.
the children playacted a fairy tale for their parents.
کودکان یک داستان پریان را برای والدین خود بازی کردند.
he was so good at playacting that he won the best actor award.
او آنقدر در بازی کردن خوب بود که جایزه بهترین بازیگر را برد.
they playacted a negotiation to practice their communication skills.
آنها یک مذاکره را بازی کردند تا مهارت های ارتباطی خود را تمرین کنند.
in drama class, students often playacted different emotions.
در کلاس نمایش، دانش آموزان اغلب احساسات مختلف را بازی می کردند.
he playacted the villain, making the audience laugh.
او نقش شرور را بازی کرد و باعث خنده مخاطبان شد.
for fun, they playacted a famous historical event.
برای تفریح، آنها یک رویداد تاریخی معروف را بازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید