playhouse

[ایالات متحده]/'pleɪhaʊs/
[بریتانیا]/'plehɑʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تئاتر، سالن (ساختاری شبیه خانه) برای بازی کودکان.

عبارات و ترکیب‌ها

children's playhouse

خانه بازی کودکان

community playhouse

خانه بازی محلی

جملات نمونه

She is currently appearing at the Liverpool Playhouse.

او در حال حاضر در تئاتر لیورپول ظاهر می شود.

Capital Idea should therefore invest in the Roxy Playhouse, the Slice-o’-Pizza, and the Divot Golf Club, three new businesses in the Irongate district.

بنابراین، ایده سرمایه باید در تئاتر روکسی، پیتزا Slice-o'-، و باشگاه گلف Divot، سه کسب و کار جدید در منطقه Irongate سرمایه گذاری کند.

children love to play in the playhouse in the backyard

کودکان عاشق بازی در خانه بازی در حیاط پشتی هستند.

the playhouse was painted in bright colors

خانه بازی با رنگ‌های روشن رنگ شده بود.

she pretended to be a princess in the playhouse

او وانمود کرد که در خانه بازی یک شاهزاده خانم است.

the playhouse had a small kitchen set for imaginative play

خانه بازی دارای یک مجموعه آشپزخانه کوچک برای بازی‌های خلاقانه بود.

the playhouse was filled with toys and books

خانه بازی پر از اسباب بازی و کتاب بود.

the kids put on a play in the playhouse

بچه‌ها یک نمایش در خانه بازی اجرا کردند.

the playhouse had a slide and swing set

خانه بازی دارای یک سرسره و یک مجموعه تاب بود.

they decorated the playhouse with fairy lights

آنها خانه بازی را با لامپ‌های جادویی تزئین کردند.

the playhouse was a cozy retreat for the children

خانه بازی یک پناهگاه دنج برای کودکان بود.

the playhouse was built with a window and a door

خانه بازی با یک پنجره و یک درب ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید