pretend

[ایالات متحده]/prɪˈtend/
[بریتانیا]/prɪˈtend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تغییر دادن چهره، نقش‌آفرینی کردن؛ (در بازی) لباس پوشیدن، وانمود کردن؛ ادعا کردن بودن
adj. <غیررسمی> وانمود کننده، خیالی (به خصوص در مورد کودکان)

جملات نمونه

pretend to the throne

ظاهر شدن برای تاج و تخت

pretend money; pretend pearls.

پول تقلبی؛ مروارید تقلبی

the pretender to the throne.

مدعی تاج و تخت

doesn't pretend to be an expert.

ادعا نمی کند که متخصص است.

pretend that nothing's the matter.

ظاهر کنید که مشکلی وجود ندارد.

he cannot pretend to sophistication.

او نمی تواند ادای پیچیدگی کند.

pretends to gourmet tastes.

ظاهر می کند که ذائقه غذایی دارد.

Let's pretend we're cats.

بیایید وانمود کنیم که گربه هستیم.

feign authorship of a novel.See Synonyms at pretend

ادای نویسندگی یک رمان را درآورید.برای مترادف ها به 'تقلب' مراجعه کنید

simulate interest.See Synonyms at pretend

تقلب علاقه.برای مترادف ها به 'تقلب' مراجعه کنید

he pretended it was a casual meeting.

او وانمود کرد که یک ملاقات غیررسمی است.

children pretending to be grown-ups.

کودکانی که وانمود می کنند بزرگ هستند.

He does not pretend to be a genius.

او ادعا نمی کند که نابغه است.

They pretend to be so right-on, but are they really?

آنها وانمود می کنند که خیلی درست هستند، اما واقعاً هستند؟

pretended they were on a cruise.

وانمود کردند که در یک سفر دریایی هستند.

I cannot pretend to say that you are wrong.

نمی توانم وانمود کنم که شما اشتباه می گویید.

a pretended interest in the proceedings.

یک علاقه ظاهری در روند کار.

the pretended heir to the throne.

وارث ادعایی تاج و تخت

He pretended not to know the facts.

او وانمود کرد که نمی داند چه می گذرد.

Many people pretend that they understand modern art.

بسیاری از مردم وانمود می کنند که هنر مدرن را می فهمند.

نمونه‌های واقعی

We pretend to work and managers pretend to believe us.

ما وانمود می‌کنیم که کار می‌کنیم و مدیران وانمود می‌کنند که به ما باور دارند.

منبع: The Economist (Summary)

He pretended to be straightening the cushion pile.

او وانمود کرد که در حال مرتب کردن بالش‌ها است.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

And it's not like I can pretend.

و انگار که من می‌توانم وانمود کنم.

منبع: Modern Family - Season 03

What's unsafe is pretending the status quo is acceptable.

اینکه خطرناک است وانمود کردن که وضعیت موجود قابل قبول است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

My secret? Merlin, don't pretend. I know what you did.

راز من؟ مرلین، وانمود نکن. می‌دانم چه کار کردی.

منبع: The Legend of Merlin

And do you see that septa pretending to read her book?

و آیا آن سپتا را می‌بینی که وانمود می‌کند کتابش را می‌خواند؟

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Many people on Twitter have been pretending to be Elon Musk.

بسیاری از افراد در توییتر وانمود کرده‌اند که ایلان ماسک هستند.

منبع: NPR News Compilation November 2022

Role-play is basically when you pretend to be someone or something else.

بازی نقش اساساً زمانی است که وانمود کنید کسی یا چیزی دیگر هستید.

منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.

A lot of them aren't even pretending to be in charge.

بسیاری از آنها حتی وانمود نمی‌کنند که مسئولیت دارند.

منبع: NPR News May 2020 Compilation

Oh man, maybe I could just pretend to be a popular kid.

خدای من، شاید بتوانم فقط وانمود کنم که یک بچهٔ محبوب هستم.

منبع: MBTI Personality Types Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید