playscript

[ایالات متحده]/ˈpleɪskrɪpt/
[بریتانیا]/ˈpleɪskrɪpt/

ترجمه

n. متن نوشته شده یک نمایشنامه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

new playscript

نمایشنامه جدید

original playscript

نمایشنامه اصلی

short playscript

نمایشنامه کوتاه

adapted playscript

نمایشنامه اقتباسی

classic playscript

نمایشنامه کلاسیک

sample playscript

نمایشنامه نمونه

published playscript

نمایشنامه منتشر شده

dramatic playscript

نمایشنامه دراماتیک

collaborative playscript

نمایشنامه مشترک

student playscript

نمایشنامه دانشجویی

جملات نمونه

he wrote a new playscript for the upcoming theater production.

او یک نمایشنامه جدید برای تولید تئاتر آینده نوشت.

the playscript was praised for its unique characters and plot.

نمایشنامه به خاطر شخصیت‌ها و طرح داستان منحصر به فردش مورد تحسین قرار گرفت.

they are currently rehearsing the playscript in the drama club.

آنها در حال حاضر نمایشنامه را در باشگاه تئاتر تمرین می‌کنند.

she submitted her playscript to several theater festivals.

او نمایشنامه خود را به چندین جشنواره تئاتر ارسال کرد.

the director made some changes to the playscript before filming.

کارگردان قبل از فیلمبرداری تغییراتی در نمایشنامه ایجاد کرد.

reading the playscript helped the actors understand their roles better.

مطالعه نمایشنامه به بازیگران کمک کرد تا نقش‌های خود را بهتر درک کنند.

he is known for writing a playscript that won multiple awards.

او به نوشتن نمایشنامه‌ای که جوایز متعددی برنده شد معروف است.

the playscript was inspired by true events from history.

نمایشنامه از وقایع واقعی تاریخی الهام گرفته بود.

she is adapting the novel into a playscript for the stage.

او در حال اقتباس رمان به یک نمایشنامه برای صحنه است.

after reviewing the playscript, the producers decided to move forward.

پس از بررسی نمایشنامه، تهیه‌کنندگان تصمیم گرفتند به جلو بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید