plenipotentiaries

[ایالات متحده]/ˌplɛnɪpəˈtɛnʃəriz/
[بریتانیا]/ˌplɛnəpəˈtɛnʃˌɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختیارات یا قدرت‌های کامل

عبارات و ترکیب‌ها

peace plenipotentiaries

نمایندگان صلح

diplomatic plenipotentiaries

نمایندگان دیپلماتیک

negotiating plenipotentiaries

نمایندگان مذاکره کننده

appointed plenipotentiaries

نمایندگان منصوب

international plenipotentiaries

نمایندگان بین‌المللی

special plenipotentiaries

نمایندگان ویژه

authorized plenipotentiaries

نمایندگان مجاز

chief plenipotentiaries

نمایندگان ارشد

joint plenipotentiaries

نمایندگان مشترک

foreign plenipotentiaries

نمایندگان خارجی

جملات نمونه

the plenipotentiaries met to discuss the treaty.

نمایندگان ویژه برای بحث در مورد پیمان ملاقات کردند.

plenipotentiaries from various countries attended the conference.

نمایندگان ویژه از کشورهای مختلف در کنفرانس شرکت کردند.

each plenipotentiary was given specific instructions.

دستورالعمل های خاص به هر یک از نمایندگان ویژه داده شد.

the plenipotentiaries signed the agreement after lengthy negotiations.

نمایندگان ویژه پس از مذاکرات طولانی توافقنامه را امضا کردند.

plenipotentiaries often play a crucial role in diplomacy.

نمایندگان ویژه اغلب نقش مهمی در دیپلماسی ایفا می کنند.

the meeting of plenipotentiaries was historic.

جلسه نمایندگان ویژه تاریخی بود.

plenipotentiaries must have the authority to make decisions.

نمایندگان ویژه باید اختیار تصمیم گیری داشته باشند.

negotiations were led by the plenipotentiaries of both sides.

مذاکرات توسط نمایندگان ویژه هر دو طرف هدایت می شد.

the plenipotentiaries presented their credentials before the summit.

نمایندگان ویژه مدارک خود را قبل از اجلاس ارائه کردند.

it is essential for plenipotentiaries to communicate effectively.

برای نمایندگان ویژه برقراری ارتباط موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید