plica

[ایالات متحده]/ˈplaɪ.kə/
[بریتانیا]/ˈplaɪ.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چین یا قله در بافت‌های بیولوژیکی؛ یک اصطلاح آناتومیک برای یک چین؛ به‌طور خاص به نوعی از ناهنجاری در بیماری فولیکول مو اشاره دارد.
Word Forms
جمعplicas

عبارات و ترکیب‌ها

plica fold

چین پلیکا

plica syndrome

سندرم پلیکا

plica tissue

بافت پلیکا

plica cartilage

غضروف پلیکا

plica area

ناحیه‌ی پلیکا

plica repair

ترمیم پلیکا

plica removal

برداشتن پلیکا

plica examination

معاینه پلیکا

plica assessment

ارزیابی پلیکا

plica imaging

تصویربرداری پلیکا

جملات نمونه

the plica in the ear helps with sound localization.

چین گوش به یافتن جهت صدا کمک می‌کند.

she noticed a plica in the fabric while sewing.

او در حین دوختن، چین در پارچه را متوجه شد.

the plica of the stomach is important for digestion.

چین معده برای گوارش مهم است.

he studied the plica in the anatomy class.

او چین را در کلاس آناتومی مطالعه کرد.

they found a plica in the ancient manuscript.

آنها یک چین را در نسخه خطی باستانی پیدا کردند.

the doctor explained the role of the plica in the throat.

پزشک نقش چین در گلو را توضیح داد.

she carefully folded the paper to create a plica.

او با دقت کاغذ را تا کرد تا یک چین ایجاد کند.

the artist used a plica technique in her painting.

هنرمند از یک تکنیک چین در نقاشی خود استفاده کرد.

understanding the plica can enhance our knowledge of biology.

درک چین می‌تواند دانش ما را در مورد زیست شناسی افزایش دهد.

the plica of the skin can indicate certain health conditions.

چین پوست می‌تواند نشان‌دهنده شرایط خاص سلامتی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید