plops down
به پایین میافتد
plops in
داخل میافتد
plops out
بیرون میافتد
plops up
بالا میافتد
plops around
چپ و راست میافتد
plops on
روی میافتد
plops over
روی سر میافتد
plops into
داخل میرود
plops together
در کنار هم میافتد
plops away
دور میافتد
the cat plops down on the couch after a long day.
گربه بعد از یک روز طولانی روی مبل مینشیند.
she plops her bag on the table and sighs.
او کیف خود را روی میز میگذارد و آه میکشد.
the child plops into the puddle, splashing water everywhere.
کودک در حوضچه مینشیند و همه جا آب میپاشد.
he plops down on the floor to tie his shoes.
او برای بستن کفشش روی زمین مینشیند.
she plops a piece of cake onto her plate.
او یک تکه کیک روی بشقاب خود میگذارد.
the dog plops into the water to cool off.
سگ برای خنک شدن در آب مینشیند.
he plops into bed, exhausted from the day.
او از فرط خستگی به رختخواب میرود.
the baby plops down in the playpen with a giggle.
بچه با خنده در تختخواب بازی مینشیند.
she plops the remote on the coffee table and relaxes.
او ریموت را روی میز قهوه میگذارد و استراحت میکند.
the teacher plops a stack of papers on the desk.
معلم یک دسته کاغذ روی میز میگذارد.
plops down
به پایین میافتد
plops in
داخل میافتد
plops out
بیرون میافتد
plops up
بالا میافتد
plops around
چپ و راست میافتد
plops on
روی میافتد
plops over
روی سر میافتد
plops into
داخل میرود
plops together
در کنار هم میافتد
plops away
دور میافتد
the cat plops down on the couch after a long day.
گربه بعد از یک روز طولانی روی مبل مینشیند.
she plops her bag on the table and sighs.
او کیف خود را روی میز میگذارد و آه میکشد.
the child plops into the puddle, splashing water everywhere.
کودک در حوضچه مینشیند و همه جا آب میپاشد.
he plops down on the floor to tie his shoes.
او برای بستن کفشش روی زمین مینشیند.
she plops a piece of cake onto her plate.
او یک تکه کیک روی بشقاب خود میگذارد.
the dog plops into the water to cool off.
سگ برای خنک شدن در آب مینشیند.
he plops into bed, exhausted from the day.
او از فرط خستگی به رختخواب میرود.
the baby plops down in the playpen with a giggle.
بچه با خنده در تختخواب بازی مینشیند.
she plops the remote on the coffee table and relaxes.
او ریموت را روی میز قهوه میگذارد و استراحت میکند.
the teacher plops a stack of papers on the desk.
معلم یک دسته کاغذ روی میز میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید