plops

[ایالات متحده]/plɒps/
[بریتانیا]/plɑps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای پلوپ؛ صدایی که هنگام افتادن چیزی به آب ایجاد می‌شود
v. سوم شخص مفرد پلوپ؛ به طور ناگهانی افتادن یا سقوط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

plops down

به پایین می‌افتد

plops in

داخل می‌افتد

plops out

بیرون می‌افتد

plops up

بالا می‌افتد

plops around

چپ و راست می‌افتد

plops on

روی می‌افتد

plops over

روی سر می‌افتد

plops into

داخل می‌رود

plops together

در کنار هم می‌افتد

plops away

دور می‌افتد

جملات نمونه

the cat plops down on the couch after a long day.

گربه بعد از یک روز طولانی روی مبل می‌نشیند.

she plops her bag on the table and sighs.

او کیف خود را روی میز می‌گذارد و آه می‌کشد.

the child plops into the puddle, splashing water everywhere.

کودک در حوضچه می‌نشیند و همه جا آب می‌پاشد.

he plops down on the floor to tie his shoes.

او برای بستن کفشش روی زمین می‌نشیند.

she plops a piece of cake onto her plate.

او یک تکه کیک روی بشقاب خود می‌گذارد.

the dog plops into the water to cool off.

سگ برای خنک شدن در آب می‌نشیند.

he plops into bed, exhausted from the day.

او از فرط خستگی به رختخواب می‌رود.

the baby plops down in the playpen with a giggle.

بچه با خنده در تخت‌خواب بازی می‌نشیند.

she plops the remote on the coffee table and relaxes.

او ریموت را روی میز قهوه می‌گذارد و استراحت می‌کند.

the teacher plops a stack of papers on the desk.

معلم یک دسته کاغذ روی میز می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید