plowable

[ایالات متحده]/ˈplaʊəbl/
[بریتانیا]/ˈplaʊəbl/

ترجمه

adj. قابل کشت یا زراعت
n. زمینی که می‌تواند کشت یا زراعت شود

عبارات و ترکیب‌ها

plowable land

زمین قابل شخم

plowable snow

برف قابل شخم

plowable field

زمین قابل شخم

plowable soil

خاک قابل شخم

plowable terrain

زمین قابل شخم

plowable area

منطقه قابل شخم

plowable conditions

شرایط قابل شخم

plowable surface

سطح قابل شخم

plowable ground

زمین قابل شخم

plowable crop

محصول قابل شخم

جملات نمونه

the field is plowable after the rain.

زمين پس از باران قابل شخم زنی است.

farmers prefer plowable land for planting crops.

کشاورزان زمین قابل شخم زنی را برای کاشت محصولات ترجیح می دهند.

he checked if the soil was plowable before starting the work.

او بررسی کرد که آیا خاک قبل از شروع کار قابل شخم زنی است یا خیر.

they need to prepare plowable areas for the new garden.

آنها باید مناطق قابل شخم زنی را برای باغ جدید آماده کنند.

the plowable terrain made it easier to cultivate.

شیب قابل شخم زنی باعث آسان تر شدن کشت و زرع شد.

we should assess the land to determine its plowable sections.

ما باید زمین را ارزیابی کنیم تا بخش های قابل شخم زنی آن را تعیین کنیم.

after clearing the rocks, the land became plowable.

پس از برداشتن سنگ ها، زمین قابل شخم زنی شد.

he was excited to find plowable land for his farm.

او از یافتن زمین قابل شخم زنی برای مزرعه اش هیجان زده بود.

plowable fields are essential for successful agriculture.

زمین های قابل شخم زنی برای کشاورزی موفق ضروری هستند.

the region has many plowable areas suitable for various crops.

این منطقه دارای مناطق قابل شخم زنی زیادی است که برای محصولات مختلف مناسب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید