plunking

[ایالات متحده]/plʌŋkɪŋ/
[بریتانیا]/plʌŋkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رها کردن چیزی به طور سنگین، که صدای تق تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

plunking down

نشستن با عجله

plunking around

گشتن و جستجو کردن

plunking it

آن را انداختن

plunking away

با سرعت انداختن

plunking out

بیرون انداختن

plunking in

داخل انداختن

plunking up

بالا انداختن

plunking on

روی آن انداختن

plunking through

در میان آن انداختن

plunking about

اینجا و آنجا انداختن

جملات نمونه

he was plunking the guitar while singing a song.

او در حال نواختن گیتار در حالی که آواز می‌خواند بود.

she enjoyed plunking down in her favorite chair with a good book.

او از نشستن در صندلی مورد علاقه خود با یک کتاب خوب لذت می‌برد.

the children were plunking away at the piano for hours.

کودکان ساعت‌ها با پیانو مشغول نواختن بودند.

he plunked the coins into the vending machine.

او سکه‌ها را در دستگاه خودپردازی انداخت.

after plunking down the cash, she felt relieved.

پس از پرداخت وجه نقد، او احساس راحتی کرد.

they were plunking out a tune on the old record player.

آنها در حال نواختن یک ملودی روی دستگاه پخش قدیمی بودند.

he plunked his backpack on the floor and collapsed onto the couch.

او کوله‌پشتی خود را روی زمین انداخت و روی مبل ولو شد.

she loves plunking around in her garden during the weekends.

او عاشق گشت و گذار در باغ خود در آخر هفته هاست.

plunking down the last piece, he completed the puzzle.

با انداختن قطعه آخر، او پازل را تکمیل کرد.

they spent the afternoon plunking away at their art projects.

آنها بعد از ظهر را صرف انجام پروژه های هنری خود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید