pluralistically

[ایالات متحده]/ˌplʊə.rəˈlɪs.tɪ.kli/
[بریتانیا]/ˌplʊr.əˈlɪs.tɪ.kli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای چندگانه؛ مطابق با اصول چندگانگی

عبارات و ترکیب‌ها

think pluralistically

به صورت چندگانه فکر کن

act pluralistically

به صورت چندگانه عمل کن

work pluralistically

به صورت چندگانه کار کن

live pluralistically

به صورت چندگانه زندگی کن

lead pluralistically

به صورت چندگانه رهبری کن

teaching pluralistically

به صورت چندگانه تدریس کن

pluralistically minded

به صورت چندگانه فکر کن

pluralistically speaking

به صورت چندگانه گفته می‌شود

جملات نمونه

the committee approached the budget pluralistically, weighing rural, urban, and small-business priorities.

کمیته به بودجه به صورت چندجانبه نگاه کرد و اولویت‌های روستایی، شهری و کسب و کارهای کوچک را در نظر گرفت.

she taught the history course pluralistically, presenting multiple narratives without endorsing a single one.

او درس تاریخ را به صورت چندجانبه تدریس کرد و چند داستان را ارائه داد بدون اینکه یکی را تایید کند.

the newsroom framed the debate pluralistically, inviting voices from across the political spectrum.

تیم خبری به بحث به صورت چندجانبه نگاه کرد و صدای افراد را از تمام طیف سیاسی دعوت کرد.

our team designed the policy pluralistically, consulting patients, clinicians, and caregivers.

تیم ما سیاست را به صورت چندجانبه طراحی کرد و با بیماران، متخصصان و مراقبان مشورت کرد.

the museum curated the exhibit pluralistically, highlighting artists from different regions and eras.

موزه نمایشگاه را به صورت چندجانبه انتخاب کرد و هنرمندان از مناطق و دوره‌های مختلف را تاکید کرد.

they interpreted the data pluralistically, considering cultural context alongside statistics.

آنها داده‌ها را به صورت چندجانبه تفسیر کردند و در کنار آمار، زمینه فرهنگی را نیز در نظر گرفتند.

the mediator listened pluralistically, validating each side’s concerns before proposing solutions.

میانجی به صورت چندجانبه گوش داد و قبل از ارائه راه حل‌ها نگرانی‌های هر طرف را تأیید کرد.

the curriculum was revised pluralistically, incorporating feedback from families, teachers, and students.

محتوا به صورت چندجانبه بازنگاری شد و بازخورد از خانواده‌ها، معلمان و دانش آموزان در نظر گرفته شد.

the city planned transportation pluralistically, balancing drivers, cyclists, and pedestrians.

شهر به صورت چندجانبه برنامه‌ریزی حمل و نقل را انجام داد و بین رانندگان، دوچرخه‌سواران و پیاده‌روان تعادل برقرار کرد.

he analyzed the novel pluralistically, connecting feminist, postcolonial, and ecological readings.

او رمان را به صورت چندجانبه تحلیل کرد و خوانش‌های فمینیستی، پسکلونیالی و زیست محیطی را به هم متصل کرد.

the panel evaluated the proposal pluralistically, factoring in ethics, cost, and community impact.

کمیته پیشنهاد را به صورت چندجانبه ارزیابی کرد و اخلاق، هزینه و تأثیر بر جامعه را در نظر گرفت.

we built the partnership pluralistically, ensuring equal input from all participating organizations.

ما همکاری را به صورت چندجانبه ساختیم و اطمینان حاصل کردیم که تمام سازمان‌های شرکت کننده ورود یکنواخت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید