podded

[ایالات متحده]/ˈpɒdɪd/
[بریتانیا]/ˈpɑːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای غلاف؛ ثروتمند؛ راحت
v. تشکیل غلاف؛ هزینه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

podded plant

گیاه حبوبات

podded beans

حبوبات حبابی

podded fruit

میوه حبوبات

podded crops

محصولات حبوبات

podded peas

نخود حبابی

podded seeds

دانه‌های حبوبات

podded legumes

حبوبات

podded flowers

گل‌های حبوبات

podded varieties

گونه‌های حبوبات

podded species

گونه‌های حبوبات

جملات نمونه

the peas were podded before cooking.

نارنجی‌ها قبل از پختن پوست‌کنده شدند.

we podded the beans to prepare for the dish.

ما لوبیاها را پوست‌کنده تا برای غذا آماده شوند.

the children loved podding the peas in the garden.

کودکان پوست‌کندن نخود فرنگی در باغ را دوست داشتند.

she carefully podded the fresh peas for the salad.

او با دقت نخود فرنگی تازه را برای سالاد پوست‌کنده شد.

after podding, we rinsed the peas before cooking.

پس از پوست‌کندن، ما نخود فرنگی‌ها را قبل از پختن آب‌کشی کردیم.

he showed me how to properly pod the chickpeas.

او به من نشان داد که چگونه به درستی لپه ها را پوست کند.

the chef podded the fava beans for the recipe.

سرآشپز لوبیا فاو را برای دستور غذا پوست‌کنده شد.

podded vegetables are often fresher and tastier.

سبزیجات پوست‌کنده اغلب تازه‌تر و خوشمزه‌تر هستند.

she enjoys podding peas while watching tv.

او از پوست‌کندن نخود فرنگی در حالی که تلویزیون تماشا می‌کند لذت می‌برد.

they podded the lentils before adding them to the stew.

آنها عدس‌ها را قبل از افزودن به خورش پوست‌کنده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید