podger

[ایالات متحده]/ˈpɒdʒə/
[بریتانیا]/ˈpɑːdʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری کوچک که برای ایجاد سوراخ ها استفاده می شود
Word Forms
جمعpodgers

عبارات و ترکیب‌ها

podger wrench

آچار پودجر

podger rod

میله پودجر

podger tool

ابزار پودجر

use a podger

از پودجر استفاده کنید

podger fittings

اتصالات پودجر

podger screws

پیچ‌های پودجر

podger handle

دسته پودجر

podger joints

اتصالات پودجر

podger assembly

مونتاژ پودجر

podger set

ست پودجر

جملات نمونه

he used a podger to tighten the bolts on the machine.

او از یک پادجر برای محکم کردن پیچ ها روی دستگاه استفاده کرد.

the podger is essential for assembling the furniture.

پادجر برای مونتاژ مبلمان ضروری است.

make sure to carry a podger when working on the construction site.

مطمئن شوید هنگام کار در محل ساخت و ساز یک پادجر با خود داشته باشید.

he always keeps his podger in his toolbox.

او همیشه پادجر خود را در جعبه ابزارش نگه می دارد.

the podger helped him fix the loose railing.

پادجر به او کمک کرد نرده شل را تعمیر کند.

using a podger can save you a lot of time on repairs.

استفاده از یک پادجر می تواند در تعمیرات در زمان شما صرفه جویی کند.

she learned how to use a podger from her father.

او یاد گرفت که چگونه از پدرش از پادجر استفاده کند.

the podger was rusted, so he bought a new one.

پادجر زنگ زده بود، بنابراین او یکی جدید خرید.

he demonstrated how to properly use a podger to the class.

او نحوه استفاده صحیح از پادجر را به کلاس نشان داد.

after tightening the screws with the podger, the project was complete.

پس از محکم کردن پیچ ها با پادجر، پروژه به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید