poked

[ایالات متحده]/pəʊkt/
[بریتانیا]/poʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و ماضی نقلی poke; به بیرون زدن; به ضربه زدن یا هل دادن; به هم زدن یا فشار دادن; با (کسی) رابطه جنسی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

poked fun

خنده گرفت

poked around

جستجو کرد

poked at

به چیزی ضربه زد

poked out

بیرون زده شد

poked holes

سوراخ ایجاد کرد

poked through

از میان آن عبور کرد

poked into

وارد شد

poked back

جواب داد

poked eyes

چشم‌ها را تحریک کرد

poked me

من را تحریک کرد

جملات نمونه

she poked her friend to get his attention.

او برای جلب توجه دوستش او را هل داد.

the cat poked its nose into the box.

گربه بینی خود را به داخل جعبه هل داد.

he poked a hole in the paper.

او سوراخی در کاغذ ایجاد کرد.

they poked fun at his new haircut.

آنها درباره مدل موی جدیدش شوخی کردند.

she poked around the room looking for her keys.

او در اتاق به دنبال کلیدهای خود گشت.

the child poked at the cake with a finger.

کودک با انگشت به کیک ضربه زد.

he poked his head out of the window.

او سرش را از پنجره بیرون آورد.

she poked her brother to wake him up.

او برادرش را هل داد تا بیدار شود.

the dog poked its tail when it saw the owner.

وقتی سگ صاحبش را دید، دم خود را تکان داد.

he poked his finger into the wound to check for pain.

او برای بررسی درد، انگشت خود را به داخل زخم فرو برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید