poked fun
خنده گرفت
poked around
جستجو کرد
poked at
به چیزی ضربه زد
poked out
بیرون زده شد
poked holes
سوراخ ایجاد کرد
poked through
از میان آن عبور کرد
poked into
وارد شد
poked back
جواب داد
poked eyes
چشمها را تحریک کرد
poked me
من را تحریک کرد
she poked her friend to get his attention.
او برای جلب توجه دوستش او را هل داد.
the cat poked its nose into the box.
گربه بینی خود را به داخل جعبه هل داد.
he poked a hole in the paper.
او سوراخی در کاغذ ایجاد کرد.
they poked fun at his new haircut.
آنها درباره مدل موی جدیدش شوخی کردند.
she poked around the room looking for her keys.
او در اتاق به دنبال کلیدهای خود گشت.
the child poked at the cake with a finger.
کودک با انگشت به کیک ضربه زد.
he poked his head out of the window.
او سرش را از پنجره بیرون آورد.
she poked her brother to wake him up.
او برادرش را هل داد تا بیدار شود.
the dog poked its tail when it saw the owner.
وقتی سگ صاحبش را دید، دم خود را تکان داد.
he poked his finger into the wound to check for pain.
او برای بررسی درد، انگشت خود را به داخل زخم فرو برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید