poleax

[ایالات متحده]/ˈpəʊlɛks/
[بریتانیا]/ˈpoʊlɛks/

ترجمه

n. نوعی تبر که در نبرد یا برای اعدام استفاده می‌شود
v. با تبر ضربه زدن یا حمله کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلpoleaxed
زمان گذشتهpoleaxed
شکل سوم شخص مفردpoleaxes
جمعpoleaxes
صفت یا فعل حال استمراریpoleaxing

عبارات و ترکیب‌ها

poleax attack

حمله با گزنه

poleax strike

ضربه گزنه

poleax weapon

سلاح گزنه

poleax fight

نبرد با گزنه

poleax blow

ضربة گزنه

poleax wield

به دست گرفتن گزنه

poleax duel

دوئل با گزنه

poleax combat

درگیری با گزنه

poleax technique

تکنیک گزنه

poleax training

آموزش گزنه

جملات نمونه

he used a poleax to defend himself against the attackers.

او از یک دِک برای دفاع از خود در برابر مهاجمان استفاده کرد.

the knight swung his poleax with great skill.

شوالیه با مهارت فراوان شمشیر دِک خود را چرخاند.

during the battle, the poleax proved to be an effective weapon.

در طول نبرد، دِک سلاحی مؤثر بود.

she admired the craftsmanship of the antique poleax on display.

او هنر ساخت دِک قدیمی موجود در نمایشگاه را تحسین کرد.

the poleax was a popular choice among medieval warriors.

دِک یک انتخاب محبوب در بین جنگجویان قرون وسطی بود.

he trained for months to master the use of the poleax.

او برای تسلط بر استفاده از دِک ماه‌ها تمرین کرد.

in the museum, there was a poleax that belonged to a famous general.

در موزه، یک دِک وجود داشت که متعلق به یک ژنرال مشهور بود.

the poleax's design allowed for both slashing and thrusting attacks.

طراحی دِک به هر دو حمله ضربه‌ای و نیزه‌ای اجازه می‌داد.

he felt a sense of power wielding the heavy poleax.

او با استفاده از دِک سنگین، احساس قدرت کرد.

in historical reenactments, participants often use a poleax.

در بازسازی‌های تاریخی، شرکت‌کنندگان اغلب از دِک استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید