poled boat
قایق پولی
poled cart
چرخ دستی پولی
poled tent
چادر پولی
poled fence
نرده پولی
poled structure
ساختار پولی
poled flag
پرچم پولی
poled umbrella
چتر پولی
poled fishing
ماهیتراشی پولی
poled lift
بالابر پولی
poled support
پشتیبانی پولی
the tent was poled to withstand strong winds.
چادر به گونهای طراحی شده بود که در برابر بادهای شدید مقاومت کند.
they poled the boat across the calm lake.
آنها قایق را با استفاده از صله از میان دریاچه آرام عبور دادند.
the team poled the flags at the event.
تیم پرچمها را در رویداد نصب کرد.
he poled the crowd to gather support for the cause.
او جمعیت را به جمع آوری حمایت برای این هدف تشویق کرد.
the children poled their way through the muddy field.
کودکان با استفاده از صله از میان زمین خاکی عبور کردند.
she poled the sign into the ground for visibility.
او تابلو را برای دید بهتر در زمین نصب کرد.
we poled the area for any signs of wildlife.
ما منطقه را برای یافتن هرگونه نشانهای از حیات وحش بررسی کردیم.
the artist poled the canvas to create a unique effect.
هنرمند بوم را برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد آماده کرد.
they poled the information to the audience effectively.
آنها اطلاعات را به طور موثر به مخاطبان منتقل کردند.
he poled the team to victory with his leadership.
او با رهبری خود تیم را به پیروزی رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید