polemics

[ایالات متحده]/pəˈlɛmɪks/
[بریتانیا]/pəˈlɛmɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل درگیر شدن در بحث‌های جنجالی؛ استدلال‌ها یا جنجال‌ها در یک بحث

عبارات و ترکیب‌ها

political polemics

مناظرات سیاسی

polemics of science

مناظرات علمی

literary polemics

مناظرات ادبی

polemics in media

مناظرات در رسانه

polemics on ethics

مناظرات در مورد اخلاق

historical polemics

مناظرات تاریخی

polemics of religion

مناظرات دینی

polemics in politics

مناظرات در سیاست

polemics and debate

مناظره و بحث

polemics of art

مناظرات هنری

جملات نمونه

the debate turned into a fierce polemics over the new policy.

بحث به یک جدل شدید در مورد سیاست جدید تبدیل شد.

his book is filled with polemics against modern education.

کتاب او مملو از انتقادات تند علیه آموزش مدرن است.

she enjoys engaging in polemics about political issues.

او از بحث و جدل در مورد مسائل سیاسی لذت می برد.

the article sparked polemics among the readers.

این مقاله باعث ایجاد جدل در میان خوانندگان شد.

in academia, polemics can lead to significant discussions.

در محیط دانشگاهی، انتقادات تند می تواند منجر به بحث های مهم شود.

his polemics were well-received by critics.

انتقادات تند او مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

polemics often arise in discussions about ethics.

انتقادات تند اغلب در بحث در مورد اخلاق مطرح می شود.

the polemics surrounding the topic were intense.

جدل پیرامون این موضوع شدید بود.

she wrote a polemics piece criticizing the government's actions.

او قطعه ای انتقادی نوشت که اقدامات دولت را مورد انتقاد قرار می داد.

polemics can sometimes overshadow the main argument.

گاهی اوقات انتقادات تند می تواند استدلال اصلی را تحت الشعاع قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید