polyphonies

[ایالات متحده]/pə'lɪf(ə)nɪ/
[بریتانیا]/pəˈlɪfəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موسیقی که شامل خطوط ملودیک مستقل متعدد است

جملات نمونه

The polyphony of voices in the choir created a beautiful harmony.

آهنگ‌سازی چند صدایی در گروه کر، هارمونی زیبا ایجاد کرد.

Polyphony is a common feature in Baroque music.

چند صدایی یک ویژگی رایج در موسیقی باروک است.

The novel's narrative style employed polyphony to tell the story from multiple perspectives.

سبک روایت‌گری رمان از چند صدایی برای تعریف داستان از دیدگاه‌های مختلف استفاده کرد.

Polyphony in literature allows for the exploration of diverse viewpoints and experiences.

چند صدایی در ادبیات امکان بررسی دیدگاه‌ها و تجربیات متنوع را فراهم می‌کند.

The polyphony of opinions in the meeting made it difficult to reach a consensus.

چند صدایی نظرات در جلسه، دستیابی به اجماع را دشوار کرد.

Polyphony adds depth and complexity to the music composition.

چند صدایی عمق و پیچیدگی را به ساختار موسیقی اضافه می‌کند.

The polyphony of languages spoken in the city reflects its diverse cultural heritage.

چند صدایی زبان‌هایی که در شهر صحبت می‌شود، نشان‌دهنده میراث فرهنگی متنوع آن است.

Polyphony is a key element in the development of contrapuntal music.

چند صدایی یک عنصر کلیدی در توسعه موسیقی کنترپوانت است.

The polyphony of emotions in the film resonated with the audience on a deep level.

چند صدایی احساسات در فیلم با مخاطبان در سطح عمیقی همخوانی داشت.

Polyphony can enhance the richness and texture of a literary work.

چند صدایی می‌تواند غنا و بافت یک اثر ادبی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید