pompom hat
کلاه پومپوم
pompom trim
حاشیه پومپوم
pompom balls
توپ های پومپوم
pompom garland
تاج گل پومپوم
pompom keychain
آویز پومپوم
pompom shoes
کفش پومپوم
pompom scarf
شال پومپوم
pompom decorations
دکوراسیون پومپوم
pompom craft
هنر و کاردستی پومپوم
pompom pillow
بالش پومپوم
the cheerleader waved her pompom enthusiastically.
تشویقکننده با شور و اشتیاق پومپوم خود را تکان داد.
she decorated her hat with a colorful pompom.
او کلاه خود را با یک پومپوم رنگارنگ تزئین کرد.
he bought a new pompom for his winter scarf.
او یک پومپوم جدید برای شال زمستانی خود خرید.
the kids made pompom crafts at the art class.
کودکان صنایع دستی پومپوم در کلاس هنر درست کردند.
her outfit was completed with a fluffy pompom.
لباس او با یک پومپوم پف دار تکمیل شد.
the dog wore a cute pompom collar.
سگ یک قلاده پومپوم زیبا پوشیده بود.
they used a pompom to top the gift package.
آنها از یک پومپوم برای تزئین بسته هدیه استفاده کردند.
she learned how to make a pompom from yarn.
او یاد گرفت که چگونه یک پومپوم از نخ درست کند.
he tossed the pompom in the air during the celebration.
او پومپوم را در حین جشن در هوا پرتاب کرد.
they cheered with their pompoms at the game.
آنها با پومپومهای خود در بازی تشویق کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید