poniarded

[ایالات متحده]/ˈpɒnɪəd/
[بریتانیا]/ˈpɒnɪərd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی کامل poniard

عبارات و ترکیب‌ها

poniarded sword

شمشیر پونیارد

poniarded weapon

سلاح پونیارد

poniarded attack

حمله پونیارد

poniarded edge

لبه پونیارد

poniarded style

سبک پونیارد

poniarded thrust

ضربه پونیارد

poniarded point

نوک پونیارد

poniarded blade

تیغه پونیارد

poniarded combat

درگیری پونیارد

poniarded design

طراحی پونیارد

جملات نمونه

he was poniarded by his own comrades during the battle.

او در طول نبرد توسط همرزمان خود مورد خیانت قرار گرفت.

she felt poniarded by the unexpected betrayal of her friend.

او به دلیل خیانت غیرمنتظره دوستش احساس خیانت کرد.

the politician was poniarded by accusations of corruption.

سیاستمدار به دلیل اتهامات فساد مورد خیانت قرار گرفت.

he poniarded his opponent with a sharp retort.

او با یک پاسخ تند حریف خود را مورد حمله قرار داد.

she felt poniarded by the harsh criticism of her work.

او به دلیل انتقادات شدید از کارش احساس خیانت کرد.

the news of the scandal poniarded the company's reputation.

خبر رسوایی باعث آسیب به شهرت شرکت شد.

he was poniarded by the sudden loss of his job.

او به دلیل از دست دادن ناگهانی شغلش مورد خیانت قرار گرفت.

the team's defeat poniarded their hopes for the championship.

شکست تیم باعث ناامیدی آنها از قهرمانی شد.

she poniarded her critics with a powerful speech.

او با یک سخنرانی قدرتمند منتقدان خود را مورد حمله قرار داد.

the revelation of the truth poniarded his heart.

افشای حقیقت قلب او را شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید