pontificating about life
تببین درباره زندگی
pontificating on politics
تببین درباره سیاست
pontificating over coffee
تببین در حالی که قهوه میخوریم
pontificating in meetings
تببین در جلسات
pontificating about art
تببین درباره هنر
pontificating during dinner
تببین در زمان شام
pontificating on issues
تببین درباره مسائل
pontificating with friends
تببین با دوستان
pontificating about science
تببین درباره علم
pontificating at parties
تببین در مهمانیها
he spent the evening pontificating about politics.
او شام را صرف بحث و تببین درباره سیاست کرد.
she enjoys pontificating on various philosophical topics.
او از بحث کردن درباره موضوعات فلسفی مختلف لذت می برد.
the professor was pontificating during the lecture.
استاد در طول سخنرانی در حال بحث و تببین بود.
they were pontificating about the future of technology.
آنها در مورد آینده فناوری بحث و تببین می کردند.
he tends to pontificate when he gets excited.
وقتی هیجان زده می شود، او معمولاً شروع به بحث و تببین می کند.
during dinner, she started pontificating about art.
در طول شام، او شروع به بحث و تببین درباره هنر کرد.
he was pontificating on the importance of education.
او در مورد اهمیت آموزش بحث و تببین می کرد.
many people enjoy pontificating on social issues.
بسیاری از مردم از بحث کردن درباره مسائل اجتماعی لذت می برند.
she has a habit of pontificating in group discussions.
او عادت دارد در بحث های گروهی بحث و تببین کند.
he often finds himself pontificating at family gatherings.
او اغلب متوجه می شود که در جمع های خانوادگی در حال بحث و تببین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید