postbags

[ایالات متحده]/'pəʊs(t)bæg/
[بریتانیا]/'postbæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه پستی؛ یک دسته از نامه‌ها که در یک زمان تحویل داده می‌شود.

جملات نمونه

The postman delivered a heavy postbag to my door.

خدمتکار پستی یک کیف پستی سنگین را جلوی در من تحویل داد.

I received a postbag full of letters from my pen pals.

من یک کیف پستی پر از نامه از دوستان نامه‌نگاری‌ام دریافت کردم.

She sorted through the postbag to find her important documents.

او برای یافتن اسناد مهم خود، کیف پستی را بررسی کرد.

The postbag was overflowing with packages during the holiday season.

در طول فصل تعطیلات، کیف پستی پر از بسته‌ها بود.

He carried the postbag over his shoulder as he walked down the street.

او در حالی که در خیابان راه می‌رفت، کیف پستی را روی شانه‌اش حمل می‌کرد.

The postbag was left unattended on the doorstep.

کیف پستی بدون مراقبت جلوی در رها شد.

The postbag contained a mix of bills and advertisements.

کیف پستی ترکیبی از قبوض و تبلیغات داشت.

She eagerly checked the postbag every morning for letters from her family.

او هر روز صبح با اشتیاق کیف پستی را برای یافتن نامه‌های خانواده‌اش بررسی می‌کرد.

The postbag was securely fastened with a string.

کیف پستی با یک طناب به طور ایمن بسته شده بود.

The postbag was labeled with the recipient's address.

کیف پستی با آدرس گیرنده برچسب‌گذاری شده بود.

نمونه‌های واقعی

The postbag shrieks insults or bursts with suppressed malice.

کیسه پست با فریادهای توهین آمیز یا خشم سرکوب شده منفجر می‌شود.

منبع: Essays on the Four Seasons

Iput the letter into the postbag, with all the other letters that day.'

من نامه را در کیسه پست گذاشتم، همراه با تمام نامه‌های دیگر آن روز.

منبع: Bookworm 1B_05. Sherlock Holmes and the Duke's Son

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید