postcard

[ایالات متحده]/'post'kɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه کوچک کاغذ، اغلب با تصویری در یک طرف، که بدون پاکت ارسال می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

send a postcard

ارسال کارت پستال

collect postcards

جمع آوری کارت پستال

picture postcard

کارت پستال تصویری

جملات نمونه

I bought a postcard yesterday.

من دیروز یک کارت پستال خریدم.

a postcard showing the Wicklow Mountains.

یک کارت پستال که کوه‌های ویکلو را نشان می‌دهد.

Postcards showered on her.

کارت پستال‌ها روی او باران گرفتند.

just jot down the title on a postcard and wing it to us.

فقط عنوان را روی کارت پستال یادداشت کنید و برای ما بفرستید.

his works are reproduced on postcards and posters.

آثار او روی کارت پستال‌ها و پوسترها بازتولید می‌شوند.

Vintage Japanese Picture Postcard, Pine Tree planted by H.I.P.Royal Prince at Maiko.

کارت پستال تصویری ژاپنی قدیمی، درخت کاج کاشته شده توسط شاهزاده سلطنتی H.I.P. در مایکو.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید