postholes

[ایالات متحده]/ˈpəʊstˌhəʊl/
[بریتانیا]/ˈpoʊstˌhoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفره‌ای که در زمین برای قرار دادن یک تیر حفر می‌شود؛ حفره‌ای برای قرار دادن یک تیرک پرچم یا سیم برق

عبارات و ترکیب‌ها

posthole digger

گودال کندن

posthole size

اندازه گودال

posthole depth

عمق گودال

posthole installation

نصب گودال

posthole marking

علامت گذاری گودال

posthole concrete

بتن گودال

posthole fence

نرده گودال

posthole measurement

اندازه گیری گودال

posthole cover

پوشش گودال

posthole support

پشتیبانی گودال

جملات نمونه

the farmer dug a posthole for the new fence.

کشیش یک سوراخ ستون برای حصار جدید حفر کرد.

make sure the posthole is deep enough for stability.

مطمئن شوید که سوراخ ستون به اندازه کافی عمیق باشد تا استحکام داشته باشد.

we need to measure the posthole before installing the post.

ما باید سوراخ ستون را قبل از نصب ستون اندازه گیری کنیم.

he used a posthole digger to make the job easier.

او از یک دستگاه حفر سوراخ ستون برای آسان تر کردن کار استفاده کرد.

after digging the posthole, we placed the wooden post inside.

پس از حفر سوراخ ستون، ما ستون چوبی را داخل آن قرار دادیم.

the posthole was filled with concrete for added strength.

سوراخ ستون با بتن پر شد تا استحکام بیشتری داشته باشد.

it took several hours to dig all the postholes.

چند ساعت طول کشید تا همه سوراخ های ستون را حفر کنیم.

he marked the area before starting to dig the posthole.

او قبل از شروع به حفر سوراخ ستون، منطقه را علامت گذاری کرد.

we discovered a rock while digging the posthole.

ما در حین حفر سوراخ ستون، یک سنگ پیدا کردیم.

the posthole should be at least two feet deep.

سوراخ ستون باید حداقل دو فوت عمق داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید