postilions

[ایالات متحده]/pəˈstɪl.jən/
[بریتانیا]/pəˈstɪl.jən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اسب چپ یک تیم از اسب‌ها را که برای کشیدن کالسکه استفاده می‌شود، سوار می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

the postilion

کاتل

postilion ride

سوارکاریکاتل

postilion driver

راننده‌کاتل

postilion service

خدمات کاتل

postilion hat

کلاه کاتل

postilion route

مسیر کاتل

postilion duties

وظایف کاتل

postilion attire

لباس کاتل

postilion role

نقش کاتل

postilion journey

سفر کاتل

جملات نمونه

the postilion guided the horses through the winding road.

گریپ‌سوار اسب‌ها را در طول جاده پر پیچ و خم هدایت می‌کرد.

as the postilion cracked his whip, the carriage sped up.

همانطور که گریپ‌سوار شلاق می‌زد، واگن سرعت می‌گرفت.

the postilion wore a bright uniform that caught everyone's attention.

گریپ‌سوار یونیفرمه‌ای روشن به تن داشت که توجه همه را جلب می‌کرد.

the postilion's skill was evident as he maneuvered through the crowd.

مهارت گریپ‌سوار زمانی که از میان جمعیت عبور می‌کرد آشکار بود.

many travelers relied on the postilion for safe passage.

بسیاری از مسافران برای رسیدن سالم به گریپ‌سوار اعتماد می‌کردند.

the postilion told stories of his adventures during the journey.

گریپ‌سوار در طول سفر داستان‌های ماجراجویی خود را تعریف می‌کرد.

in the past, the postilion was an important figure in transportation.

در گذشته، گریپ‌سوار چهره مهمی در حمل و نقل بود.

the postilion's horn signaled the start of the journey.

بوق گریپ‌سوار نشان دهنده شروع سفر بود.

children were fascinated by the postilion and his horses.

کودکان مجذوب گریپ‌سوار و اسب‌هایش بودند.

the postilion had to be skilled in handling the horses.

گریپ‌سوار باید در کنترل اسب‌ها مهارت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید