postulant

[ایالات متحده]/ˈpɒstjʊlənt/
[بریتانیا]/ˈpɑːstjələnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متقاضی، به ویژه برای یک موقعیت در یک ترتیب مذهبی؛ یک نامزد برای یک مقام مذهبی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

new postulant

نامزد جدید

qualified postulant

نامزد واجد شرایط

postulant interview

مصاحبه نامزد

postulant selection

انتخاب نامزد

aspiring postulant

نامزد مشتاق

postulant application

درخواست نامزد

postulant status

وضعیت نامزد

postulant training

آموزش نامزد

postulant requirements

الزامات نامزد

postulant evaluation

ارزیابی نامزد

جملات نمونه

the postulant showed great dedication during the training.

نامزد در طول آموزش تعهد فراوانی نشان داد.

as a postulant, she was eager to learn and grow.

به عنوان یک نامزد، او مشتاق یادگیری و رشد بود.

the postulant must complete all necessary requirements.

نامزد باید تمام الزامات لازم را تکمیل کند.

many postulants apply for the program each year.

هر سال بسیاری از نامزدها برای این برنامه درخواست می دهند.

the postulant received guidance from experienced mentors.

نامزد از مربیان باتجربه راهنمایی دریافت کرد.

her journey as a postulant was full of challenges.

سفر او به عنوان یک نامزد پر از چالش بود.

the postulant participated in various community service projects.

نامزد در پروژه های مختلف خدمات اجتماعی شرکت کرد.

after months of preparation, the postulant finally felt ready.

پس از ماه ها آمادگی، نامزد بالاخره احساس آمادگی کرد.

each postulant is evaluated based on their performance.

هر نامزد بر اساس عملکرد خود ارزیابی می شود.

the postulant's commitment to the cause was inspiring.

تعهد نامزد به این هدف الهام بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید