potbelly pig
گراز شکمچسب
potbelly stove
اجاق شکمچسب
potbelly dancer
رقاص شکمچسب
potbelly syndrome
سندرم شکمچسب
potbelly chair
صندلی شکمچسب
potbelly friend
دوست شکمچسب
potbelly laugh
خنده شکمچسب
potbelly burger
همبرگر شکمچسب
potbelly food
غذاهای شکمچسب
potbelly style
سبک شکمچسب
he has a noticeable potbelly from years of overeating.
او یک شکم بزرگ قابل توجهی به دلیل سالها پرخوری دارد.
she joked about her potbelly after the holiday feasts.
او بعد از جشنهای تعطیلات در مورد شکم بزرگ خود شوخی کرد.
many people develop a potbelly as they age.
بسیاری از مردم با افزایش سن دچار شکم بزرگ میشوند.
he decided to start exercising to reduce his potbelly.
او تصمیم گرفت برای کاهش شکم بزرگ خود ورزش کند.
her potbelly made her feel self-conscious at the beach.
شکم بزرگ او باعث میشد در ساحل احساس ناامنی کند.
he wears loose shirts to hide his potbelly.
او لباسهای گشاد میپوشد تا شکم بزرگ خود را پنهان کند.
they laughed at the picture of his potbelly in the old family album.
آنها به عکس شکم بزرگ او در آلبوم خانوادگی قدیمی خندیدند.
she is trying to eat healthier to avoid a potbelly.
او سعی میکند سالمتر غذا بخورد تا از داشتن شکم بزرگ جلوگیری کند.
his potbelly is a sign of his love for good food.
شکم بزرگ او نشاندهنده علاقه او به غذای خوب است.
after months of exercise, he finally lost his potbelly.
پس از ماههای ورزش، او بالاخره شکم بزرگ خود را از دست داد.
potbelly pig
گراز شکمچسب
potbelly stove
اجاق شکمچسب
potbelly dancer
رقاص شکمچسب
potbelly syndrome
سندرم شکمچسب
potbelly chair
صندلی شکمچسب
potbelly friend
دوست شکمچسب
potbelly laugh
خنده شکمچسب
potbelly burger
همبرگر شکمچسب
potbelly food
غذاهای شکمچسب
potbelly style
سبک شکمچسب
he has a noticeable potbelly from years of overeating.
او یک شکم بزرگ قابل توجهی به دلیل سالها پرخوری دارد.
she joked about her potbelly after the holiday feasts.
او بعد از جشنهای تعطیلات در مورد شکم بزرگ خود شوخی کرد.
many people develop a potbelly as they age.
بسیاری از مردم با افزایش سن دچار شکم بزرگ میشوند.
he decided to start exercising to reduce his potbelly.
او تصمیم گرفت برای کاهش شکم بزرگ خود ورزش کند.
her potbelly made her feel self-conscious at the beach.
شکم بزرگ او باعث میشد در ساحل احساس ناامنی کند.
he wears loose shirts to hide his potbelly.
او لباسهای گشاد میپوشد تا شکم بزرگ خود را پنهان کند.
they laughed at the picture of his potbelly in the old family album.
آنها به عکس شکم بزرگ او در آلبوم خانوادگی قدیمی خندیدند.
she is trying to eat healthier to avoid a potbelly.
او سعی میکند سالمتر غذا بخورد تا از داشتن شکم بزرگ جلوگیری کند.
his potbelly is a sign of his love for good food.
شکم بزرگ او نشاندهنده علاقه او به غذای خوب است.
after months of exercise, he finally lost his potbelly.
پس از ماههای ورزش، او بالاخره شکم بزرگ خود را از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید