pothered

[ایالات متحده]/ˈpɒθəd/
[بریتانیا]/ˈpɑːθərd/

ترجمه

v. کسی را مضطرب یا ناآرام کردن; ایجاد یک وضعیت پر سر و صدا یا بی‌نظم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pothered about

نگران بودن

pothered over

نگران بودن درباره

pothered up

آشفته شدن

pothered by

نگران بودن از

pothered at

عصبانیت

pothered away

ناپدید شدن

pothered too

زیاده‌روی کردن

pothered since

از آن زمان

pothered into

وارد شدن به

pothered along

همراه با

جملات نمونه

he was pothered by the constant noise from the construction site.

او از صدای مداوم از محل ساخت و ساز آزار می‌دید.

she felt pothered by the endless questions during the interview.

او در طول مصاحبه از سوالات بی‌پایان آزار می‌دید.

the children were pothered by the heat while playing outside.

بچه ها در حین بازی در فضای باز از گرما آزار می‌دیدند.

he was pothered by the conflicting advice from friends.

او از مشورت متناقض از دوستان آزار می‌دید.

she gets pothered when her plans change at the last minute.

او عصبی می‌شود وقتی برنامه‌هایش در دقیقه آخر تغییر می‌کنند.

the dog was pothered by the loud thunder during the storm.

سگ از رعد و برق بلند در طول طوفان آزار می‌دید.

he often feels pothered by his busy work schedule.

او اغلب از برنامه شلوغ کاری خود آزار می‌دید.

she was pothered by the amount of homework assigned.

او از حجم تکالیف تعیین شده آزار می‌دید.

they were pothered by the unexpected delays in their travel plans.

آنها از تأخیرهای غیرمنتظره در برنامه‌های سفر خود آزار می‌دیدند.

he gets pothered when he can't find his keys.

او عصبی می‌شود وقتی نمی‌تواند کلیدهایش را پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید