poulticed

[ایالات متحده]/ˈpəʊltɪst/
[بریتانیا]/ˈpoʊltɪst/

ترجمه

n. خمیر دارویی که بر روی بدن اعمال می‌شود
vt. قرار دادن ضماد بر روی بخشی از بدن

عبارات و ترکیب‌ها

poulticed wound

زخم چسبیده

poulticed herbs

گیاهان چسبیده

poulticed area

منطقه چسبیده

poulticed remedy

درمان چسبیده

poulticed treatment

درمان چسبیده

poulticed compress

کمپرس چسبیده

poulticed paste

خمیر چسبیده

poulticed skin

پوست چسبیده

poulticed application

اعمال چسبیده

poulticed solution

راه حل چسبیده

جملات نمونه

the wound was poulticed with herbs to promote healing.

زخم با گیاهان دارویی برای تسریع روند بهبودی، خیسانده شد.

she poulticed her sore throat with a warm compress.

او گلویش را با یک کمپرس گرم خیسانده کرد.

after the injury, he poulticed the area to reduce swelling.

پس از آسیب، او ناحیه را برای کاهش تورم خیسانده کرد.

she poulticed her foot after stepping on a thorn.

او بعد از روی زمین گذاشتن روی خار، پایش را خیسانده کرد.

poulticed with clay, the skin felt much better.

با استفاده از خمیر رس، پوست بسیار بهتر شد.

he poulticed the burn with aloe vera gel.

او سوختگی را با ژل آلوئه ورا خیسانده کرد.

for relief, she poulticed the insect bite.

برای تسکین، او نیش حشره را خیسانده کرد.

poulticed with mustard, the ache began to subside.

با استفاده از خردل، درد شروع به فروکش کردن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید