pounces

[ایالات متحده]/paʊnsɪz/
[بریتانیا]/paʊnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی حمله کردن یا بر روی چیزی پریدن؛ به جلو پریدن یا جهش کردن؛ به سرعت متوجه شدن یا دیدن؛ فرصتی برای انتقاد یا حمله را غنیمت شمردن

عبارات و ترکیب‌ها

cat pounces

گربه می‌پرد

dog pounces

سگ می‌پرد

child pounces

کودک می‌پرد

lion pounces

شیر می‌پرد

prey pounces

طعمه می‌پرد

eagle pounces

بال میپرد

fox pounces

روباه می‌پرد

tiger pounces

ببر می‌پرد

she pounces

او می‌پرد

it pounces

آن می‌پرد

جملات نمونه

the cat pounces on the toy mouse.

گربه روی موش اسباب‌بازی می‌پرد.

the dog pounces with excitement when it sees its owner.

سگ با هیجان می‌پرد وقتی صاحبش را می‌بیند.

the child pounces on the opportunity to play outside.

کودک از فرصت بازی در فضای باز استفاده می‌کند.

the lion pounces on its prey in the tall grass.

شیر بر روی طعمه خود در علف‌های بلند می‌پرد.

the rabbit pounces away to escape danger.

خرگوش برای فرار از خطر می‌پرد.

she pounces on the chance to travel abroad.

او از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده می‌کند.

the child pounces on the ice cream truck.

کودک به سمت کامیون بستنی می‌پرد.

he pounces on every chance to learn something new.

او از هر فرصتی برای یادگیری چیزهای جدید استفاده می‌کند.

the cat pounces playfully at the fluttering butterfly.

گربه به طور بازیگانه به سمت پروانه‌ای که در حال بال زدن است می‌پرد.

the athlete pounces on the opportunity to compete.

ورزشکار از فرصت رقابت استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید