pouter pigeon
کبوتر پوتِر
pouter's pride
افتخار پوتِر
pouter's face
چهره پوتِر
pouter breed
نژاد پوتِر
pouter style
سبک پوتِر
pouter call
تماس پوتِر
pouter behavior
رفتار پوتِر
pouter competition
رقابت پوتِر
pouter show
نمایش پوتِر
pouter's nest
لانه پوتِر
the child began to pouter when he didn't get his way.
وقتی که نمیخواستههایش را نمیگرفت، کودک شروع به اخم کردن کرد.
she tends to pouter when things don't go as planned.
وقتی که همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، او معمولاً اخم میکند.
he has a habit of poutering when he's upset.
وقتی ناراحت است، عادت دارد اخم کند.
the dog began to pouter after being scolded.
بعد از اینکه سرزنش شد، سگ شروع به اخم کردن کرد.
she can't help but pouter when she feels ignored.
وقتی احساس میکند نادیده گرفته شده، نمیتواند جلوی اخم کردن خود را بگیرد.
it's hard to cheer him up when he starts to pouter.
وقتی شروع به اخم کردن میکند، خوشحال کردنش سخت است.
the teenager would pouter whenever asked to do chores.
هر زمان که از او خواسته میشد کارهای خانه را انجام دهد، نوجوان اخم میکرد.
when the team lost, the players began to pouter.
وقتی تیم شکست خورد، بازیکنان شروع به اخم کردن کردند.
she tried to hide her disappointment, but she couldn't stop poutering.
او سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند، اما نتوانست جلوی اخم کردن خود را بگیرد.
his pouter face was a clear sign of his displeasure.
چهره اخمدارش نشان واضح نارضایتی او بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید