pouter

[ایالات متحده]/ˈpaʊtə/
[بریتانیا]/ˈpaʊtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دلخور است یا اخم می‌کند؛ نوعی کبوتر با سینه برجسته؛ شخصی با حالت دلخور؛ اصطلاح دیگری برای نوعی کبوتر با سینه برآمده

عبارات و ترکیب‌ها

pouter pigeon

کبوتر پوتِر

pouter's pride

افتخار پوتِر

pouter's face

چهره پوتِر

pouter breed

نژاد پوتِر

pouter style

سبک پوتِر

pouter call

تماس پوتِر

pouter behavior

رفتار پوتِر

pouter competition

رقابت پوتِر

pouter show

نمایش پوتِر

pouter's nest

لانه پوتِر

جملات نمونه

the child began to pouter when he didn't get his way.

وقتی که نمی‌خواسته‌هایش را نمی‌گرفت، کودک شروع به اخم کردن کرد.

she tends to pouter when things don't go as planned.

وقتی که همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود، او معمولاً اخم می‌کند.

he has a habit of poutering when he's upset.

وقتی ناراحت است، عادت دارد اخم کند.

the dog began to pouter after being scolded.

بعد از اینکه سرزنش شد، سگ شروع به اخم کردن کرد.

she can't help but pouter when she feels ignored.

وقتی احساس می‌کند نادیده گرفته شده، نمی‌تواند جلوی اخم کردن خود را بگیرد.

it's hard to cheer him up when he starts to pouter.

وقتی شروع به اخم کردن می‌کند، خوشحال کردنش سخت است.

the teenager would pouter whenever asked to do chores.

هر زمان که از او خواسته می‌شد کارهای خانه را انجام دهد، نوجوان اخم می‌کرد.

when the team lost, the players began to pouter.

وقتی تیم شکست خورد، بازیکنان شروع به اخم کردن کردند.

she tried to hide her disappointment, but she couldn't stop poutering.

او سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند، اما نتوانست جلوی اخم کردن خود را بگیرد.

his pouter face was a clear sign of his displeasure.

چهره اخم‌دارش نشان واضح نارضایتی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید