baby pouts
پوز خردسال
she pouts
او پوز میکند
he pouts
او پوز میکند
cute pouts
پوزهای زیبا
little pouts
پوزهای کوچک
pouts often
اغراقاً پوز میکند
pouts cutely
به زیبایی پوز میکند
adorable pouts
پوزهای دوستداشتنی
playful pouts
پوزهای بازیگوشانه
pouts and pouts
پوز و پوز
she always pouts when she doesn't get her way.
او همیشه اخم میکند وقتی که نمیتواند کاری را که میخواهد انجام دهد.
the child pouts when asked to eat his vegetables.
بچه وقتی از او خواسته میشود سبزیجاتش را بخورد، اخم میکند.
he pouts like a spoiled brat when he doesn't win.
وقتی که نمیبرد، مثل یک بچه ناز، اخم میکند.
she pouts playfully, trying to get his attention.
او با حالتی بازیگوشانه اخم میکند تا توجه او را جلب کند.
whenever he pouts, it makes her laugh.
هر وقت او اخم میکند، او را میخنداند.
the puppy pouts when it wants to go outside.
سگ کوچولو وقتی میخواهد بیرون برود، اخم میکند.
she pouts at the thought of leaving her friends.
با فکر جدایی از دوستانش اخم میکند.
he can't help but pout when he's tired.
وقتی خسته است، نمیتواند جلوی اخمش را بگیرد.
the actress pouts for the camera during the photoshoot.
عکاس در طول عکاسی برای دوربین اخم میکند.
she pouts dramatically to express her disappointment.
او به طور نمایشی اخم میکند تا ناامیدی خود را بیان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید