powdering

[ایالات متحده]/ˈpaʊdə(r)ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpaʊdərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاشیدن پودر به سطح؛ نوعی ماده پودری

عبارات و ترکیب‌ها

powdering sugar

پودر قند

powdering milk

پودر شیر

powdering spices

پودر ادویه جات

powdering cocoa

پودر کاکائو

powdering herbs

پودر گیاهان دارویی

powdering flour

پودر آرد

powdering protein

پودر پروتئین

powdering turmeric

پودر زردچوبه

powdering cinnamon

پودر دارچین

powdering sugarcoating

پوشش قندی

جملات نمونه

she is powdering her face before the party.

او صورت خود را قبل از مهمانی پودر می‌کند.

he enjoys powdering the snow for skiing.

او از پودر کردن برف برای اسکی لذت می‌برد.

they are powdering the spices for the recipe.

آنها ادویه‌ها را برای دستور العمل پودر می‌کنند.

after powdering the cake, she decorated it with fruits.

بعد از پودر کردن کیک، او آن را با میوه‌ها تزئین کرد.

powdering the herbs releases their flavor.

پودر کردن گیاهان باعث آزاد شدن طعم آنها می‌شود.

the makeup artist is powdering the model's face.

آرایشگر در حال پودر کردن صورت مدل است.

he is powdering the chalk for better writing.

او دارد گچ را برای نوشتن بهتر پودر می‌کند.

she loves powdering her nose during breaks.

او دوست دارد در زمان استراحت بینی خود را پودر کند.

powdering the coffee beans enhances the aroma.

پودر کردن دانه‌های قهوه باعث افزایش عطر آن می‌شود.

he suggested powdering the surface before painting.

او پیشنهاد کرد که قبل از نقاشی سطح را پودر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید