powdering sugar
پودر قند
powdering milk
پودر شیر
powdering spices
پودر ادویه جات
powdering cocoa
پودر کاکائو
powdering herbs
پودر گیاهان دارویی
powdering flour
پودر آرد
powdering protein
پودر پروتئین
powdering turmeric
پودر زردچوبه
powdering cinnamon
پودر دارچین
powdering sugarcoating
پوشش قندی
she is powdering her face before the party.
او صورت خود را قبل از مهمانی پودر میکند.
he enjoys powdering the snow for skiing.
او از پودر کردن برف برای اسکی لذت میبرد.
they are powdering the spices for the recipe.
آنها ادویهها را برای دستور العمل پودر میکنند.
after powdering the cake, she decorated it with fruits.
بعد از پودر کردن کیک، او آن را با میوهها تزئین کرد.
powdering the herbs releases their flavor.
پودر کردن گیاهان باعث آزاد شدن طعم آنها میشود.
the makeup artist is powdering the model's face.
آرایشگر در حال پودر کردن صورت مدل است.
he is powdering the chalk for better writing.
او دارد گچ را برای نوشتن بهتر پودر میکند.
she loves powdering her nose during breaks.
او دوست دارد در زمان استراحت بینی خود را پودر کند.
powdering the coffee beans enhances the aroma.
پودر کردن دانههای قهوه باعث افزایش عطر آن میشود.
he suggested powdering the surface before painting.
او پیشنهاد کرد که قبل از نقاشی سطح را پودر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید