prannies

[ایالات متحده]/ˈpræniz/
[بریتانیا]/ˈpræniz/

ترجمه

n. جمع pranny (شخص حمق‌زد یا مزاحم؛ یک پرک‌ن)

عبارات و ترکیب‌ها

little prannies

پرنسی های کوچک

silly prannies

پرنسی های گوشه گو

two little prannies

دو پرنسی کوچک

acting like prannies

مانند پرنسی ها رفتار کردن

stop being prannies

دیگر مانند پرنسی ها رفتار نکنید

those naughty prannies

این پرنسی های ناخوشایند

calling them prannies

نام بردنشان را پرنسی گفتن

such silly prannies

چنین پرنسی های گوشه گویی

hello little prannies

سلام پرنسی های کوچک

growing up prannies

پرنسی های در حال بزرگ شدن

جملات نمونه

i forgot to pack clean prannies for my trip.

من فراموش کردم که برای سفرم پانطی‌های تمیزی بپوشم.

these prannies are too tight.

این پانطی‌ها خیلی تنگ است.

she bought new prannies at the shop.

او پانطی‌های جدیدی در فروشگاه خرید.

he always wears funny prannies.

او همیشه پانطی‌های جالبی می‌پوشد.

the prannies are in the drawer.

پانطی‌ها در جعبه‌ای هستند.

i need to do laundry - no clean prannies left.

من نیاز دارم که لباس‌هایم را بشویم - هیچ پانطی تمیزی باقی نمانده است.

these prannies have a hole in them.

این پانطی‌ها یک سوراخ دارند.

she changes her prannies every day.

او هر روز پانطی‌هایش را می‌گذارد.

he wore mismatched prannies by accident.

او به اشتباه پانطی‌های نامatched را پوشید.

the prannies got wet in the rain.

پانطی‌ها در باران مرطوب شدند.

they sell prannies at the department store.

آن‌ها پانطی‌ها را در فروشگاه بزرگ فروش می‌دهند.

i prefer cotton prannies for comfort.

من به دلیل راحتی پانطی‌های پنبه‌ای را ترجیح می‌دهم.

the prannies shrunk in the wash.

پانطی‌ها در شستن کوچک شدند.

she hangs her prannies to dry.

او پانطی‌هایش را برای خشک شدن می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید