little prannies
پرنسی های کوچک
silly prannies
پرنسی های گوشه گو
two little prannies
دو پرنسی کوچک
acting like prannies
مانند پرنسی ها رفتار کردن
stop being prannies
دیگر مانند پرنسی ها رفتار نکنید
those naughty prannies
این پرنسی های ناخوشایند
calling them prannies
نام بردنشان را پرنسی گفتن
such silly prannies
چنین پرنسی های گوشه گویی
hello little prannies
سلام پرنسی های کوچک
growing up prannies
پرنسی های در حال بزرگ شدن
i forgot to pack clean prannies for my trip.
من فراموش کردم که برای سفرم پانطیهای تمیزی بپوشم.
these prannies are too tight.
این پانطیها خیلی تنگ است.
she bought new prannies at the shop.
او پانطیهای جدیدی در فروشگاه خرید.
he always wears funny prannies.
او همیشه پانطیهای جالبی میپوشد.
the prannies are in the drawer.
پانطیها در جعبهای هستند.
i need to do laundry - no clean prannies left.
من نیاز دارم که لباسهایم را بشویم - هیچ پانطی تمیزی باقی نمانده است.
these prannies have a hole in them.
این پانطیها یک سوراخ دارند.
she changes her prannies every day.
او هر روز پانطیهایش را میگذارد.
he wore mismatched prannies by accident.
او به اشتباه پانطیهای نامatched را پوشید.
the prannies got wet in the rain.
پانطیها در باران مرطوب شدند.
they sell prannies at the department store.
آنها پانطیها را در فروشگاه بزرگ فروش میدهند.
i prefer cotton prannies for comfort.
من به دلیل راحتی پانطیهای پنبهای را ترجیح میدهم.
the prannies shrunk in the wash.
پانطیها در شستن کوچک شدند.
she hangs her prannies to dry.
او پانطیهایش را برای خشک شدن میکشد.
little prannies
پرنسی های کوچک
silly prannies
پرنسی های گوشه گو
two little prannies
دو پرنسی کوچک
acting like prannies
مانند پرنسی ها رفتار کردن
stop being prannies
دیگر مانند پرنسی ها رفتار نکنید
those naughty prannies
این پرنسی های ناخوشایند
calling them prannies
نام بردنشان را پرنسی گفتن
such silly prannies
چنین پرنسی های گوشه گویی
hello little prannies
سلام پرنسی های کوچک
growing up prannies
پرنسی های در حال بزرگ شدن
i forgot to pack clean prannies for my trip.
من فراموش کردم که برای سفرم پانطیهای تمیزی بپوشم.
these prannies are too tight.
این پانطیها خیلی تنگ است.
she bought new prannies at the shop.
او پانطیهای جدیدی در فروشگاه خرید.
he always wears funny prannies.
او همیشه پانطیهای جالبی میپوشد.
the prannies are in the drawer.
پانطیها در جعبهای هستند.
i need to do laundry - no clean prannies left.
من نیاز دارم که لباسهایم را بشویم - هیچ پانطی تمیزی باقی نمانده است.
these prannies have a hole in them.
این پانطیها یک سوراخ دارند.
she changes her prannies every day.
او هر روز پانطیهایش را میگذارد.
he wore mismatched prannies by accident.
او به اشتباه پانطیهای نامatched را پوشید.
the prannies got wet in the rain.
پانطیها در باران مرطوب شدند.
they sell prannies at the department store.
آنها پانطیها را در فروشگاه بزرگ فروش میدهند.
i prefer cotton prannies for comfort.
من به دلیل راحتی پانطیهای پنبهای را ترجیح میدهم.
the prannies shrunk in the wash.
پانطیها در شستن کوچک شدند.
she hangs her prannies to dry.
او پانطیهایش را برای خشک شدن میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید