precociousness

[ایالات متحده]/prɪˈkəʊʃəsnəs/
[بریتانیا]/prɪˈkoʊʃəsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت پیشرفت یا بلوغ غیرمعمول در توسعه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

child's precociousness

پیش‌دستی کودکان

precociousness in children

پیش‌دستی در کودکان

academic precociousness

پیش‌دستی تحصیلی

social precociousness

پیش‌دستی اجتماعی

precociousness of youth

پیش‌دستی جوانی

precociousness and talent

پیش‌دستی و استعداد

precociousness in arts

پیش‌دستی در هنر

intellectual precociousness

پیش‌دستی فکری

emotional precociousness

پیش‌دستی عاطفی

precociousness debate

بحث در مورد پیش‌دستی

جملات نمونه

her precociousness in mathematics amazed her teachers.

هوش ریاضی‌اش باعث شگفتی معلمانش شد.

his precociousness led him to read at a very young age.

هوش زودرس او باعث شد در سن بسیار کم شروع به خواندن کند.

many parents encourage precociousness in their children.

بسیاری از والدین هوش زودرس را در کودکان خود تشویق می‌کنند.

her precociousness in music was evident from an early age.

هوش موسیقیایی او از سنین پایین آشکار بود.

they praised his precociousness during the talent show.

آنها در طول مسابقه استعداد، از هوش زودرس او تعریف کردند.

precociousness can sometimes be a double-edged sword.

هوش زودرس گاهی اوقات می‌تواند شمشیر دولبه‌ای باشد.

her precociousness in science earned her a scholarship.

هوش علمی او باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.

teachers often recognize precociousness in gifted students.

معلمان اغلب هوش زودرس را در دانش‌آموزان با استعداد تشخیص می‌دهند.

his precociousness was evident in his complex ideas.

هوش زودرس او در ایده‌های پیچیده او آشکار بود.

she displayed precociousness in her writing skills.

او مهارت‌های نوشتاری خود با هوش زودرس نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید