fate predestines
سرنوشت مقدر میکند
life predestines
زندگی مقدر میکند
destiny predestines
سرنوشت مقدر میکند
love predestines
عشق مقدر میکند
time predestines
زمان مقدر میکند
choice predestines
انتخاب مقدر میکند
future predestines
آینده مقدر میکند
journey predestines
سفر مقدر میکند
path predestines
مسیر مقدر میکند
fate predestines our paths in life.
سرنوشت مسیرهای زندگی ما را تعیین میکند.
she believes that love predestines her future.
او معتقد است که عشق آینده او را رقم میزند.
some say that destiny predestines our choices.
برخی میگویند که سرنوشت انتخابهای ما را تعیین میکند.
he feels that his career predestines him for greatness.
او احساس میکند که شغلش او را برای موفقیت الهامبخش میکند.
life experiences often feel like they are predestined.
تجربیات زندگی اغلب این حس را القا میکنند که از پیش تعیین شدهاند.
many cultures believe that the stars predestine our lives.
فرهنگهای بسیاری معتقدند که ستارگان زندگی ما را رقم میزنند.
he thinks that fate predestines certain events.
او فکر میکند که سرنوشت رویدادهای خاصی را رقم میزند.
she feels that her journey was predestined from the start.
او احساس میکند که سفرش از ابتدا از پیش تعیین شده بود.
some believe that love predestines us to meet certain people.
برخی معتقدند که عشق ما را برای ملاقات با افراد خاصی مقدر میکند.
he often contemplates how life predestines our relationships.
او اغلب در مورد اینکه چگونه زندگی روابط ما را رقم میزند، فکر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید