predicators

[ایالات متحده]/ˈpredɪkeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈpredɪkeɪtərz/

ترجمه

n. یک چیزی که پیش‌گویی می‌کند؛ یک مولفه گرامatical که عمل یا حالت یک فاعل را بیان می‌کند؛ (دستور زبان اینترنت) جمعِ predator.

جملات نمونه

he takes responsibility for the project.

او مسئولیت پروژه را بر عهده می گیرد.

she makes decisions quickly.

او به سرعت تصمیم می گیرد.

they take breaks every hour.

آنها هر ساعت استراحت می کنند.

the doctor makes rounds in the morning.

پزشک صبح پزشکی می گردد.

we should make efforts to improve.

ما باید تلاش کنیم تا بهبود یابیم.

he takes notes during the meeting.

او در حین جلسه یادداشت می گیرد.

she takes care of her family.

او خانواده خود را مراقبت می کند.

they make progress in their studies.

آنها در مطالعات خود پیشرفت می کنند.

the teacher takes time to explain.

معلم وقت می گیرد تا توضیح دهد.

we should take action immediately.

ما باید فورا اقدام کنیم.

he made a promise to help.

او قول داد کمک می کند.

she took offense at the comment.

او از دیدگاه نظر خاصیت می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید