preemptor

[ایالات متحده]/priːˈɛmptə/
[بریتانیا]/priˈɛmptər/

ترجمه

n. کسی که حق پیش‌خرید دارد؛ کسی که اولویت می‌گیرد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

preemptor action

اقدام پیشگیرانه

preemptor rights

حقوق پیشگیرانه

preemptor strategy

استراتژی پیشگیرانه

preemptor clause

ماده پیشگیرانه

preemptor notice

اطلاع‌رسانی پیشگیرانه

preemptor offer

پیشنهاد پیشگیرانه

preemptor position

موقعیت پیشگیرانه

preemptor power

قدرت پیشگیرانه

preemptor agreement

توافقنامه پیشگیرانه

preemptor decision

تصمیم پیشگیرانه

جملات نمونه

the preemptor filed a claim before anyone else could.

پیشرو قبل از هر كس دیگر ادعا را ثبت کرد.

as a preemptor, he had the first right to purchase the property.

به عنوان یک پیشرو، او حق اولویت برای خرید ملک را داشت.

the preemptor's decision influenced the market significantly.

تصمیم پیشرو تأثیر قابل توجهی بر بازار داشت.

she acted as a preemptor in the negotiation process.

او در فرآیند مذاکره به عنوان یک پیشرو عمل کرد.

the preemptor's rights were protected by law.

حقوق پیشرو توسط قانون محافظت می شد.

in the auction, the preemptor had the advantage.

در حراج، پیشرو برتری داشت.

the preemptor could block any competing offers.

پیشرو می توانست هر پیشنهاد رقابتی را مسدود کند.

being a preemptor gives you leverage in negotiations.

به عنوان یک پیشرو بودن، اهرم لازم را در مذاکرات به شما می دهد.

the preemptor's actions were strategic and well-planned.

اقدامات پیشرو استراتژیک و برنامه ریزی شده بودند.

he was recognized as a preemptor in the business deal.

او به عنوان یک پیشرو در معامله تجاری شناخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید